شهريست كه همهء ساختمانهاى آن از مس است ، و موسى بن نصير در سفرى كه براى جنگيدن با مغرب ميكرده از آن شهر گذشته است [ 1 ] . شهريست كه همهء دروازههاى آن بسته است و هر آنكه از حصارهاى آن بالا رود هر گاه بر ديوار آن مشرف شود دست بر دست مىزند و خود را بدان در ميافكند و ديگر هرگز باز نميگردد . اين گفتار محال از خرافات داستان سرايان است چه بسى از كاروانيان و راهشناسان صحراى سجلماسه را پيموده و بر چنين شهرى آگاه نشدهاند . گذشته ازين كليهء كيفياتى را كه دربارهء اين شهر ياد كردهاند محالست و بر حسب عادت با امور طبيعى بنيان گذارى شهرها منافات دارد . بعلاوه حداكثر مقدار موجود معادن بميزانى است كه از آنها ظروف و اثاث خانه ميسازند ، ولى بنيان نهادن شهرى از فلزات چنان كه مىبينيم از محالات و دور از عقل است .
و امثال اين اخبار فراوان است و تنقيح آنها بشناسايى طبايع اجتماع بستگى دارد و اين روش بهترين و مطمئنترين طريقهها در تنقيح اخبار و باز شناختن راست آن از دروغست و بر طريقهء تعديل راويان مقدم مىباشد زيرا بتعديل راويان توسل نمىجويند مگر هنگامى كه بدانند خبر بذاته ممكن يا ممتنع است . و در صورتى كه خبر محال باشد آن وقت مراجعه به جرح و تعديل سودى نخواهد داشت و صاحبنظران يكى از عيوب خبر را چنين شمردهاند كه مدلول لفظ آن محال باشد و آن را به صورتى تأويل كنند كه خرد آن را نپذيرد . و همانا تعديل و جرح در صحت خبرهاى شرعى معتبر است زيرا بيشتر اخبار شرعى تكاليف انشائى است كه شارع عمل كردن به آنها را واجب كرده است همين كه علم به صحت آنها حاصل شود ، و راه علم به صحت آنها اعتماد به راويان در عدالت و ضبط [ 2 ] است . ليكن در راستى و صحت اخبار مربوط به وقايع ، ناچار بايد مطابقت معتبر باشد ، يعنى مطابقت با واقع ، ازينرو بايد در امكان روى دادن اين گونه اخبار انديشيد و آنها را با هم سنجيد و اين امر
هامش
[ 1 - ) ] در همهء نسخهها : ظفر بها يعنى بدان دست يافته است و در « ينى » طرقها است و ما صورت « ينى » را برگزيديم .
[ 2 - ) ] ضبط در تداول حديث شنيدن سخن بطور شايسته و سپس فهميدن معنايى است كه از آن اراده شده باشد ، آنگاه بذل جهد در حفظ كردن آن و ثبات بر اين حفظ از راه مذاكره تا هنگامى كه آن سخن را به ديگرى همچنان ادا كنند ( تعريفات جرجانى ) .