تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
گذشته ازين در نيمهء اين قرن ، يعنى قرن هشتم ، در شرق و غرب ، اجتماع بشر دستخوش طاعون ( و با ) [ 1 ] مرگبارى شد كه در بسيارى از نواحى جمعيت‌هاى كثيرى از ملتها را از ميان برد و بسى از نژادها و طوايف را منقرض كرد و اكثر زيبايىهاى اجتماع و تمدن را نابود ساخت ، و روزگار پيرى دولتها و رسيدن به آخرين مرحلهء آنها را فراز آورد ، ازينرو حمايت و سايهء دولتها را كوتاه كرد و حدود آنها را در هم شكست و قدرت آنان را بزبونى مبدل كرد و عادات و رسوم آنها را بنابودى و اضمحلال دچار ساخت و در نتيجهء قربانى هزاران افراد بشر ، تمدن و عمران زمين نيز رو بويرانى نهاد و شهرها و بناهاى عمومى ( آب انبارها ، كاروانسراها ، مسجدها و جز اينها ) خراب شد و راهها و نشانه‌هاى آنها ناپديد گرديد و خانه‌ها و ديار از ساكنان تهى شد و دولت‌ها و قبيله‌ها زبون گرديدند و قيافهء همهء نقاط مسكونى تغيير يافت و گمان ميكنم در مشرق هم به نسبت جمعيت و فراخور عمران آن ، همين مصائب و تيره تيره‌بختيها ببار آمده است و گويى زبان جهان هستى در عالم نداى خمول و گرفتگى در داده و مورد اجابت واقع شده است . و خداى وارث زمين و موجودات آنست [ 2 ] . و هنگامى كه عادات و احوال بشر يكسره تغيير يابد ، چنانست كه گويى آفريدگان از بن و اساس دگرگونه شده‌اند و سرتاسر جهان دچار تحول و تغيير گرديده است ، گويى خلقى تازه و آفرينشى نو بنياد و جهانى جديد پديد آمده است . اينست كه عصر ما به كسى نيازمند بود تا كيفيات طبيعت و كشورها و نژادهاى گوناگون را تدوين كند و عادات و مذاهبى را كه بسبب تبدل احوال مردم دگرگونه شده است شرح دهد و روشى را كه مسعودى در عصر خود برگزيده پيروى كند تا بمنزلهء اصل و مرجعى باشد كه مورخان آينده آن را نمونه و سرمشق خويش قرار دهند . و من درين كتاب خود تا آنجا كه براى من ميسر باشد اين وقايع را در اين
هامش
[ 1 - ) ] وباى مزبور در سال 1348 ميلادى بروز كرده و از وحشتناك‌ترين وباهاى تاريخى بوده است كه سرتاسر آسيا و افريقا و اروپا را دچار ساخته است و در همين و با مؤلف اين كتاب پدر و مادر خود را از دست داده است [ 2 - ) ] اشاره به آيهء : إِنّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ من عَلَيْها 19 : 40 . س : 19 آ : 41 .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 60 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى