اين « ص » را مىنويسند و در داخل آن شكل « زاء » را ترسيم مىكنند و اين وضع مىرساند كه تلفظ اين « ص » حد وسط ميان صاد و زاء است .
و ازينرو من هر حرفى را كه تلفظ آن حد وسط ميان دو حرف عربيست به همين روش ترسيم كردهام ، مانند كاف مخصوصى كه در لغت بربرها تلفظ آن بين كاف صريح ما و جيم يا قاف است ، چنان كه اسم خاص « بلكين » را به صورت كاف نوشته و در پايين آن يك نقطهء « ج » يا در بالاى آن يك يا دو نقطهء « ق » گذاردهام [ 1 ] تا تلفظ آن ميان كاف و جيم يا كاف و قاف را نشان دهد . و اين حرف بيشتر در زبان بربرها به كار ميرود و به كار بردن آنچه از حروف بيگانه بجز كاف مزبور لازم آيد بر همين قياس خواهد بود و آنها را با دو حرف از حروف لغت خودمان كه تلفظ آنها حد وسط حرف مزبور باشد مينويسم تا خواننده بداند كه تلفظ آن بينابين آن دو حرفست و آن را مطابق آن شيوه بخواند و بدينسان براى تلفظ اين گونه حروف راهنمايى صحيح برگزيدهايم و اگر با رسم كردن يكى از هر دو سوى حرف اكتفا ميكرديم از مخرج آن به كلى دور ميشديم و به مخرج حرفى از زبان خودمان توجه ميكرديم و لغت آن قوم را دگرگون ميساختيم ، پس دانستن اين نكته لازم بود و خداى بفضل و بخشش خود توفيق دهندهء ما براستى است .
هامش
[ 1 - ) ] در رسم الخط مشرق و مصر بالاى قاف دو نقطه ميگذارند ، ولى در رسم الخط مغرب « موريتانى » تنها بگذاشتن يك نقطه اكتفا مىكند ( حاشيهء دسلان ، ص 70 ج 1 ) .