و پدر ابن عباد از ملوك طوايف اشبيليه به كار قضا اشتغال داشتهاند مانند قضات اين عصر بودهاند و درك نميكنند كه در نتيجهء اختلاف عادات در منصب قضا چه تغييراتى روى داده است ( چنان كه در فصل قضا از كتاب اول اين موضوع را بيان خواهيم كرد ) و ابن ابى عامر و ابن عباد از قبايل عرب بشمار ميآمدند و در زمرهء زمامداران دولت اموى اندلس بودند و از خداوندان عصبيت آن دولت محسوب ميشدند و مكانت ايشان در آن دولت معلوم بود . آنان در پرتو قضاوتى كه در اين عصر متداول است به مقام رياست و كشوردارى نرسيدهاند ، بلكه در آداب فرمانروايى قديم شغل قضا بخداوندان عصبيت كه از قبيله و موالى دولت بودند اختصاص داشت همچنانكه درين عصر در مغرب وزارت بخداوندان عصبيت اختصاص دارد .
اگر بلشكركشى و جنگهاى تابستانى [ 1 ] آنان بنگريم و مشاغل بزرگى را كه عهدهدار شدهاند در نظر آوريم ثابت مىشود كه اين گونه اعمال و مقامات را جز كسانى كه به ميزان كافى قدرت و عصبيت دارند ممكن نيست ديگرى بر عهده گيرد و انجام دهد ، اما شنونده هنگامى كه شرح حال آنان را ميخواند درين باره اشتباه مىكند و به توجيه عادات و احوال بر خلاف آنچه بوده مىپردازد .
و بيشتر كسانى كه دچار اين غلط كارى ميشوند كوتهنظرانى از مردم اين روزگار اندلساند كه ساليان درازى است عصبيت از سرزمين آنان رخت بر بسته است چه دولت عرب در آن كشور منقرض گرديده و از سيرت خداوندان عصبيت [ 2 ] بربر نيز خارج شدهاند .
هامش
[ 1 - ) ] طوايف ( چاپهاى مصر و بيروت ) غلط و صحيح صوايف ( چاپ پاريس و « ينى » ) است .
[ 2 - ) ] عصبيت : در لغت بمعنى تعصب است چنان كه مرد از حريم قبيله و دوست خويش دفاع كند و با جديت در راه پيروزى آنان بكوشد . كلمه مزبور منسوب به « عصبة » ( بفتح ع - ص ) مىباشد كه نزديكان و خويشاوندان پدرى انسانند زيرا ايشان كسانى هستند كه از حريم اعضاى خاندان خويش دفاع ميكنند . اين كلمه بدين معنى ستوده است . ولى عصبيت ناپسند در اين حديث « هر آنكه بعصبيتى دعوت كند و در راه عصبيتى بجنگد ، از ما نيست » عبارت از تعصب اعضاى يك قبيله بر ضد اعضاى قبيلهء ديگر است بىآنكه مربوط به ديانت باشد چنان كه قبيلهء سعد بر ضد قبيلهء جرهم بجنگ و كشمكش ميپرداخت ، و منسوب به عصبة يعنى وابستگان و دار و دستهء مردست ، آنان كه دربارهء او تعصب نشان ميدهند خواه ظالم باشد و خواه مظلوم هر چند اين گروه از خويشاوندان او نباشند . و در ( فتاوى خيريه ) آمده كه عصبيت از موانع قبول شهادت است و اين نوع عصبيت چنانست كه