و تتابع وقايع فزونى يافت و ازينرو احتياج بقانونى پيدا شد كه اين احكام و اصول را از خطا حفظ كند و علم ملكه [ 1 ] اى شد كه نياز بآموختن داشت و در اين هنگام در شمار صنايع و حرفهها در آمد ، چنان كه در فصل علم و تعليم آن را ياد خواهيم كرد ، و خداوندان عصبيت عهدهدار امور سلطنت و دولت شدند و بكشور دارى پرداختند و ناچار بجز آنان بايد كسانى به كار ياد دادن دانش قيام ميكردند و در نتيجه علم پيشهاى براى كسب روزى گرديد . و اولياى سلطنت و عهدهداران امور كشور مقام شامخ خويش را برتر از آموختن علم دانستند و حرفهء معلمى را كسر شأن و مقام خويش شمردند از اين رو معلمى به ناتوانان اختصاص يافت و كسى كه بدان حرفه منسوب باشد در نزد خداوندان عصبيت كوچك شمرده مىشود .
ولى يوسف پدر حجاج از سادات و اشراف ثقيف بود و مكانت آنان در عصبيت عرب و همسرى با قريش در شرف معلوم است .
و اينكه وى قرآن را به ديگران تعليم ميداده بر حسب رسوم اين عهد نبوده است كه آن را وسيلهء معاش خويش قرار ميدهند بلكه چنان كه يادآور شديم وى بمقتضاى اصولى كه در صدر اسلام متداول بوده قرآن را بمردم تعليم ميداده است .
و نيز از همين قبيل اغلاط پندار موهومى است كه به خوانندگان كتب تاريخ دست ميدهد هنگامى كه حالات قضات را ميخوانند و در مىيابند كه آنان گذشته از اين منصب در جنگها و لشكركشيها نيز سمت رياست داشتهاند آنگاه وسوسههاى جاهطلبى آنان را به نيل چنين مراتبى بر ميانگيزد به گمان اينكه پايگاه قضاوت در اين روزگار نيز بر وفق شرايط و مناسبات روزگار گذشته است و ميپندارند چون پدر ابن ابى عامر وزير [ 2 ] هشام [ 3 ] كه بر خدايگان خويش قيام كرد
هامش
[ 1 - ) ] صفت راسخى است در نفس ، چنان كه بسبب فعلى براى نفس هيئتى كه آن را كيفيت نفسانى نامند حاصل آيد و تا هنگامى كه بسرعت زوال يابد آن را حالت نامند ولى هر گاه تكرار شود و نفس با آن ممارست كند چنان كه اين كيفيت در آن رسوخ يابد و دير زوال پذيرد آن را ملكه نامند و عادت و خلق را نيز ميتوان بر همين روش سنجيد ( تعريفات جرجانى ) .
[ 2 - ) ] ابن ابى عامر وزير حكم بن الناصر در روزگار هشام بن حكم اواخر قرن چهارم هجرى بر ضد هشام قيام كرد و با مكر و دسيسه بر اوضاع تسلط يافت و اندلس را از زير نفوذ خلفاى اموى بيرون آورد و ملوك طوايف اندلس را بنيان نهاد .
[ 3 - ) ] هشام بن حكم بن عبد الرحمن الناصر ابو الوليد ، المؤيد اموى از خلفاى دولت اموى 355 - 403 ه 961 - 1012 م ( الاعلام زركلى ج 3 ) .