معاش ميكنند ( بتصور اين خبر كه پدر حجاج معلم بوده ) در صدد رسيدن به مقاماتى بر ميآيند كه شايستگى آنها را ندارند ولى نايل شدن بآنرا از ممكنات ميشمرند و آزمندى در دل ايشان وسوسه مىكند و آنان را بر ميانگيزاند و چه بسا كه بيشتر اين گونه افراد رشتهء كار را از دست ميدهند و در پرتگاه هلاك و نابودى سقوط ميكنند چه آنها نميدانند با اينكه حرفه و هنر را وسيلهء روزى خويش قرار دادهاند ديگر رسيدن بپايگاههاى بلند براى آنان نامقدور است . آنها نميدانند كه فن تعليم در صدر اسلام و عصر دو دولت بنى اميه و بنى عباس چنين نبوده است و دانش بطور كلى در شمار صنعتها و حرفهها بشمار نميرفته بلكه علم بايستى از شارع نقل مىشد ، حرفهاى نبود و جنبهء تبليغى داشت و بر حسب وظيفهء دينى تبليغ دين به ديگران ، مىبايست اصول و مسائل آن را به آنان كه از اسلام بىخبرند تعليم مىدادند . از اين رو خداوندان و صاحبنسبان عصبيت و آنان كه بنيانگذار ملت اسلام بودهاند كتاب خدا و سنت پيامبر ، ص ، او را بنابر اصل تبليغ خبرى نه بطريق تعليم حرفهاى بمردم ميآموختهاند زيرا قرآن كتاب ايشان بود كه بر رسول آن قوم نازل شده و خود با اين كتاب راهنمايى شده بودند و اسلام چنان دينى براى آنان محسوب ميشده كه در راه آن بجنگ و مقاتله پرداخته و از ميان همهء امتها بدان اختصاص يافته و بسبب آن بمرتبهء شرافت و بزرگى نائل آمدهاند و از اين رو در راه تبليغ و فهماندن اين دين بملت كوشش بسيار ميكردند بدانسان كه هيچگونه سرزنش نفسانى و بزرگ منشى آنها را از اين هدف باز نميداشت ، و گواه اين امر اينست كه پيامبر ، ص ، اصحاب كبار خويش را به همراهى دستههاى بزرگ مىفرستاد تا حدود اسلام و شرايع دين را كه وى آورده بود به مردم بياموزند . پيامبر در اين باره اصحاب دهگانه و ديگر ياران خود را كه در مرحلهء پايينتر از آنان بودند برگزيد كه احكام او را تبليغ كنند تا آنگاه كه دين اسلام مستقر گرديد و ريشههاى آن در اكناف جهان پراكنده گرديد ملتهاى دور هم آن را از مبلغان عرب پذيرفتند و با گذشت زمان احوال و كيفيات آن متبدل شد و استنباط احكام شرعى از نصوص [ 1 ] بسبب تعدد
هامش
[ 1 - ) ] جمع « نص » و « نص » چيزى است كه بجز بر يك معنى محتمل نباشد و بقول برخى « نص » آنست كه احتمال تأويل از آن مفهوم نشود . ( تعريفات جرجانى )