تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
اينست كه كيفيت جهان و عادات و رسوم ملتها و شيوه‌ها و مذاهب آنان بر روشى يكسان و شيوه‌اى پايدار دوام نمىيابد بلكه بر حسب گذشت روزگارها و قرنها اختلاف مىپذيرد و از حالى بحالى انتقال مييابد و همچنانكه اين كيفيت در اشخاص و اوقات و شهرهاى بزرگ پديد ميآيد در سرزمينها و كشورها و قرون متمادى و دولتها نيز روى ميدهد . آيين خدا است كه در ميان بندگانش گذشته است . روزگارى در جهان ملت‌هايى بسر ميبردند چون : ايرانيان دوران نخستين [ 1 ] و سريانيان و نبطىها و تبابعه و بنى اسرائيل و قبطيان كه در وضع دولت‌ها و كشورها و سياست و صنايع و لغات و اصطلاحات و ديگر خصوصيات مشترك با هم‌نژادان خويش هر يك كيفياتى مخصوص به خود داشتند ، چگونگى آبادانيهاى ايشان در جهان نمودار است و آثار و يادگارهاى ايشان گواه بر آن مىباشد . آنگاه پس از ملتهاى ياد كرده ايرانيان دورهء دوم و روميان و عرب پديد آمدند و آن كيفيات و حالات گذشته تبديل يافت و عادات آنان به وضع ديگرى ، مشابه و مجانس يا مخالف و مناقض آن عادات ، دگرگونه شد . سپس اسلام ظهور كرد و دولت مضر را تشكيل داد و همهء آن احوال را زير و رو كرد و انقلابى ديگر پديد آورد و بمرحله‌اى رسيد كه هم اكنون بيشتر آداب و رسوم آن درين روزگار هم متداول است و خلف آن را از سلف ميگيرد . آنگاه دولت عرب و روزگار فرمانروايى آنان بكهنگى و اندراس گراييد و گذشتگانى كه عظمت و ارجمندى آن را استوار ساختند و كشور ايشان را بنيان نهادند در گذشتند و زمام فرمانروايى بدست ملتهايى بجز تازيان افتاد ، مانند : تركان در مشرق و بربرها در مغرب و فرنگيان در شمال . و با رفتن آنان ملتهايى منقرض شدند و احوال و عاداتى دگرگونه شد چنان كه به كلى كيفيت و كار هر يك از يادها رفت . و سبب عمومى در تغيير و تبديل احوال و عادات اينست كه عادات هر نسلى تابع عادات پادشاه آنهاست ، چنان كه در امثال و حكم آمده است : « مردم بر دين پادشاه خود باشند » .
هامش
[ 1 - ) ] مقصود ايرانيان عهد هخامنشى و مادها يا دورهء افسانه‌اى است .