جز آفريدگار آنان نميتواند عدد آنها را بشمارد پيروانى كه تا سر حد مرگ با او پيمان بسته بودند و با جانسپارى و فداكارى وى را از هلاكت نجات دادند ، و با فدا ساختن جان و ريختن خون خود در راه پيشرفت آن دعوت و تعصب ورزيدن بدان طريقه بخداى تعالى تقرب جستند ، تا اينكه طريقهء مهدى بر همهء مذاهب اعتلا يافت و عقايد و افكار او در مغرب اندلس ( اسپانيا ) انتشار يافت . ولى در عين حال از روش پرهيزكارى و محروميت از لذات و اجتناب از تنعمات دنيوى پيروى ميكرد و شكيبايى بر شدايد و ناملايمات ، و ناچيز انگاشتن كامرانيهاى اين جهان را از دست نميداد تا خداى او را بجهان ديگر منتقل ساخت و او از لذايذ دنيا بهرهمند نشد و از متاع و ثروت اين جهان چيزى نداشت . حتى فرزند خود را ، با آنكه بسيارى از نفوس شيفتهء ديدار فرزندند ، در زندگى نديد و از همهء آرزوها چشم پوشيد .
بنابر اين كاش ميدانستم اگر اين همه پرهيزكارى و پارسايى در راه خدا نبوده است چه قصدى از آن داشته است ؟
او از لذتها و كامرانيهاى اين جهان در سراسر زندگانى خود حظى بر نگرفت و با اين همه اگر وى آهنگ ناشايستى ميداشت همانا كار او بمرحلهء كمال نميرسيد ، و دعوتش توسعه نمىيافت . آيين خداست كه در ميان بندگانش پيش ازين گذشته است [ 1 ] و اما انكار آنان نسبت او را بخاندان نبوت با هيچ حجت و برهانى همراه نيست با اينكه اگر ثابت شود كه وى ادعاى چنين نسبى كرده باشد هيچ دليلى نيست كه بر بطلان ادعاى او اقامه شود ، زيرا مردم در انساب خويش مصدقاند .
ممكن است خرده بگيرند كه رياست يك فرد در ميان مردمى كه از قبيله و خاندان او نيستند مسلم نميشود و اين موضوع صحيح هم هست ، چنان كه در فصل اول اين كتاب خواهد آمد ، و اين مرد بر ديگر مصامده [ 2 ] نيز رياست يافته و آن قوم
هامش
[ 1 - ) ] سُنَّتَ الله الَّتِي قَدْ خَلَتْ في عِبادِهِ 40 : 85 ، س : 40 آ : 48 و س : 48 آ : 23 .
[ 2 - ) ] صاحب تاج العروس آرد :
و مصامد ، جلاد و ضراب از صامده فهو مصامد . و « مصمودة » قبيلهايست از بربر در مغرب و ايشان را مصامدة گويند ، خداوندان شوكت و عددند . و ياقوت در معجم البلدان گويد : مصامدة نسبت به مصمودة است و آن قبيلهايست در مغرب و در آن موضعى است كه بايشان معروفست . محمد بن تومرت صاحب دعوت بنى عبد المؤمن در ميان ايشان بود تا در مغرب بر بلاد بسيارى غلبه يافت و دعوت او بكمال رسيد . و رجوع به تاريخ طبقات سلاطين اسلام اين پول شود .