فقيهان در اين تكذيبها حسد بردن بپايگاه بلند اوست ، چه آنان ، به گمان خويش ، خود را در علم و فتوى و دين همپايهء او ميديدند و سپس بر ايشان امتياز يافت از اين رو كه مردم از رأى وى متابعت ميكردند و گفتارش را ميپذيرفتند و جمعيتهاى انبوه بر وى گرد ميآمدند و مرجع قوم بشمار ميرفت . بدين سبب اين وضع سخت بر آنان گران آمد و كينهء شديد او را در دل گرفتند و بر وى خشمگين شدند و به نكوهش و مذمت شيوهها و عقايد و آراء وى پرداختند و ادعاهاى او را تكذيب كردند . و هم آنان از پادشاهان لمتونه [ 1 ] ( مرابطان ) كه دشمنان امام مهدى بودند احترام و بخشش بسيار ميديدند و در درگاه آن ملوك احترام و بخششى ميديدند كه از ديگران چنان مكانتى نمىيافتند زيرا پادشاهان مزبور متصف بسادگى بودند و خود را بديانت مىبستند و به همين سبب دانشمندان در دولت ايشان منزلتى داشتند و هر يك در شهر خود براى مشورت در امور گماشته ميشدند و در ميان قوم خود فراخور معلومات خويش براى مشورت در امور گماشته ميشدند و در ميان قوم خود فرا خور معلومات خويش پايگاهى داشتند ، ازينرو از آن پادشاهان پيروى ميكردند و با دشمنان ايشان بستيزه و جدال برميخاستند . و چون مهدى تعاليمى بر خلاف آن ملوك آورده بود و آنان را تقبيح ميكرد و در برابر ايشان مقاومت نشان ميداد ، فقيهان به منظور پيروى از ملوك لمتونه و تعصب ورزيدن بدولت آنان با مهدى از در كينهتوزى و انكار در آمدند . ولى پايگاه مهدى با پايگاه آنان تفاوت داشت ، او را حالاتى بود كه با معتقدات ايشان وفق نميداد ، و چگونه ميتوان او را با ديگران مقايسه كرد ؟ او كسى بود كه با انكار و انتقاد شديد ، بدرفتارى بزرگان و سران دولت را مورد بازخواست قرار داد و با اجتهاد و تبحر خويش با فقيهان آنان بمخالفت برخاست و در ميان قوم خويش نداى حق در داد و آنان را دعوت كرد كه با او در مجاهده همراهى كنند و در نتيجه دولت را ريشه كن كرد و به كلى واژگون ساخت ، دولتى كه تا چه اندازه نيرومندتر و تا چه پايه با شكوهتر بود و از لحاظ همراهان و سپاهيان بدرجات بر پيروان او برترى داشت و درين نبرد عظيم از هواخواهان و ياران مهدى نفوسى بىشمار به هلاكت رسيدند كه هيچكس
هامش
[ 1 - ) ] از اعلام نخبة الدهر ) .