تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
همگان را سودمند باشد . از آسان گيرى ابن عباس و سخت گيرى ابن عمر بپرهيز ، و آن را براى مردم ببهترين اسلوبى آماده كن . مالك گفت : سوگند به خدا او در آن روز مرا فن اين تصنيف بياموخت . و پسرش مهدى ، پدر رشيد ، مشاهده كرده بود كه وى فراهم آوردن جامهء نوى را براى اعضاى خانواده‌اش از بيت المال خلاف پرهيزگارى ميدانست ، روزى مهدى نزد ابو جعفر رفت و ديد او با خياطان در وصله كردن جامه‌هاى كهنهء اعضاى خاندانش همكارى مىكند . مهدى اين عمل را نپسنديد و گفت : اى امير المؤمنين ، تدارك جامه‌هاى اين خانواده بر عهدهء من باشد تا آن را از حقوق خود تهيه كنم ، ابو جعفر گفت : اين بر عهدهء تو باشد . ولى خود براى خرج كردن اموال بيت المال حاضر نبود . پس چگونه سزا است كه رشيد با نزديكى به زمان چنين خليفه‌اى و با مقام پدرى كه نسبت بوى داشت ، و با آنكه در سايهء عنايت چنين خاندانى تربيت يافته و بفضايل ديندارى آراسته بود ، بشرابخوارگى خو گيرد يا بدان تجاهر كند ؟ معلومست كه اشراف عرب در عصر جاهليت از شراب پرهيز ميكردند ، و تاك از درختان آن سرزمين نبود و بسيارى از آنان نوشيدن شراب را ناپسند و مذموم ميشمردند . و رشيد و پدرانش در اجتناب از بديها و اعمال ناپسند مربوط به دين و دنياى خود و آراستگى بصفات ستوده و كمالات اخلاقى و تمايلات عرب در حد كمال بودند . اكنون ببينيم طبرى و مسعودى داستان جبريل بن بختيشوع [ 1 ] پزشك را چگونه حكايت كرده‌اند : هنگامى كه ماهى بر سر سفرهء خليفه حاضر آورده بودند ، جبريل بن بختيشوع خليفه را از خوردن آن منع كرد ، سپس فرمان داد ظرف ماهى را به منزل وى برند . رشيد بفراست دريافت و بدگمان شد و در نهان به خادم خود دستور داد ابن بختيشوع را مراقبت كند و او وى را در حال خوردن ماهى مشاهده كرد . ابن بختيشوع براى معذرت خواهى سه قطعه ماهى را در سه ظرف گذاشت : يكى را با ادويه و سبزيها و مواد تبريد كننده و شيرينى ترتيب داد
هامش
[ 1 - ) ] دربارهء اين داستان رجوع به عيون الانباء ابن ابى أصيبعة ج 1 ص 129 شود .