تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
و اما آنچه حكايت را بدان آراسته‌اند كه رشيد بميخوارگى عادت داشته و با نديمان خود هم پياله ميشده است ، زينهار از چنين بهتانى ! خداى گواه است كه ما از بدكارى او آگاه نيستيم . رشيد كجا و اين گونه تهمتها ؟ او كسى است كه به تمام واجبات منصب خلافت از قبيل ديندارى و عدالت قيام ميكرده و همواره با عالمان و اوليا همنشينى و معاشرت داشته است . محاورات او با فضيل بن عياض و ابن السماك و عمرى و مكاتباتش با سفيان ثورى مشهور است . آيا گريه‌هاى او از مواعظ اين گروه و دعاهاى او در مكه ، هنگام طواف خانهء خدا ، و عادتش بعبادت و محافظت اوقات نماز و شهود صبح در اول وقت ، همهء اينها با چنان افتراهايى مناسبت دارد ؟ طبرى و ديگران آورده‌اند كه هر روز صد ركعت نافله ميخوانده و سالى به حج و سالى ديگر بجهاد ميرفته است . او بارى ابن ابى مريم را از آن رو كه در حال نماز بذله گويى كرده است سخت ملامت كرد ، و داستان آن اينست كه ابن ابى مريم شنيد رشيد ميخواند : وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي 36 : 22 [ 1 ] يكباره گفت : به خدا نميدانم چرا ! رشيد بىاختيار خنديد ، سپس با وضعى خشمناك متوجه وى شد و گفت : « ابن ابى مريم در نماز هم ؟ از مزاح در قرآن و دين بپرهيز . آرى بپرهيز ! پس از اين دو هر چه ميخواهى بگو » . گذشته ازين رشيد در دانش و سادگى مكانتى بلند داشت ، چه عهد او بروزگار اسلافش كه بدين فضايل آراستگى داشتند نزديك بود و ميان او و جدش ابو جعفر ( منصور ) دير زمانى فاصله نبود . او در دوران كودكى رشيد در گذشت ، و ابو جعفر خواه پيش از خلافت و خواه پس از آن در دانش و دين مقامى رفيع داشت . او كسى است كه مالك را به نوشتن كتاب الموطأ وا داشت ، بوى گفت : اى ابو عبد الله ، در روى زمين داناتر از من و تو كسى باقى نمانده و چون كار خلافت وقت مرا به خود مشغول كرده است تو بايد براى مردم كتابى بجاى گذارى كه
هامش
[ 1 - ) ] ( آن شخص ساعى كه آمده بود گفت ) و چيست مرا كه عبادت نكنم كسى را كه مرا آفريد ، س : 36 آ : 21 .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 30 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى