تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
به نماز برميخاسته‌اند . آيا اين گونه حالات با ميخوارگى تناسب دارد ؟ و گذشته ازين ، يحيى بن اكثم از بزرگان علم حديث بوده است . امام احمد بن حنبل و اسماعيل قاضى او را ثنا خوانده‌اند و ترمذى كتاب « جامع » خود را از او تخريج كرده است و مزنى حافظ آورده است كه بخارى در غير از جامع خود احاديثى از ابن اكثم روايت كرده است ، بنابر اين بدگويى از او بمنزلهء بدگويى از كليهء اين ائمهء اخبار است ، و همچنين آنچه در خصوص تمايلش به پسران و اين عيب ناستوده بوى نسبت ميدهند از قبيل بهتان بر خدا و افترا بستن به علما است و درين باره باخبار افسانه آميز بىاصلى استناد ميجويند كه شايد از تهمتهاى دشمنان او باشد ، زيرا او بسبب كمالات و دوستى بىشائبهء خليفه بوى محسود ديگران بود و پايگاه و درجه‌اى كه در دانش و دين داشت منزه از اين گونه بهتانها است ، چنان كه وقتى شايعات ناروايى را كه بوى نسبت ميدادند به ابن حنبل باز گفتند ، او گفت : سبحان الله سبحان الله چه كسانى چنين گفته‌هاى افترا آميزى بوى ميبندند ؟ و بشدت آنها را رد كرد و گفت اين گونه تهمتها ناجوانمردانه و باور نكردنى است . و هم اسماعيل قاضى ويرا ثنا گفت و چون تهمتهاى ناروايى را كه بر وى مىبستند شنيد گفت : پناه به خدا ! كه چنان عدالتى بتكذيب ستمكار و حسود از بين برود ، و هم گفت : يحيى بن اكثم در پيشگاه خدا منزه‌تر و بىگناه‌تر است از اينكه ترهاتى را كه دربارهء ميل بپسران به او نسبت ميدهند بتوان باور كرد . من با او بسيار حشر داشتم و بر خفاياى امور او واقف بودم ، او را مردى بىاندازه خدا ترس يافتم و در عين حال خوشخوى و خنده روى بود و بمزاح و بذله گويى نيز علاقه داشت از اين رو ممكن است بسبب مزاح گويى هدف تير بهتان واقع شده باشد . و ابن حيان نيز ويرا در شمار ثقات ياد كرده و گفته است نبايد به آنچه دشمنان از او حكايت ميكنند اعتنا كرد ، زيرا اكثر آنها درست نيست و دربارهء وى صدق نميكند . و از نظاير اين گونه حكايات دروغ افسانه‌ايست كه ابن عبد ربه ، صاحب