تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
از اين رو آثار بلندى از آنان باقى ماند . و آوازهء آنان سراسر كشور را فرا گرفت . آنها كليهء مناصب و درجات دولتى و امور ديوانى و كشورى را بدست اعضاى خاندان و پرورش يافتگان خود سپردند و همهء مشاغل را از وزارت و دبيرى گرفته تا فرماندهى سپاه و حاجبى و كليهء امور مربوط بشمشير و قلم خود قبضه كردند و ديگران را كنار زدند ، چنان كه ميگويند از فرزندان يحيى بن خالد بيست و پنج تن در درگاه رشيد رياست داشتند و مناصب كشورى و لشكرى را اداره ميكردند . آنها كار را بر ديگر اعضاى دستگاه دولت تنگ كردند و آنان را از درگاه راندند ، زيرا يحيى پدر آن خاندان مكانتى رفيع داشت ، كفالت هارون ، هم در زمان ولايت عهد و هم در زمان خلافت ، بر عهدهء او بود تا هارون در كنف رعايت او جوان شد و در سايهء حضانت و پرورش وى بمرحلهء رشد و كمال رسيد و او بطور طبيعى بر همهء امور خلافت تسلط يافت و هارون او را پدر خطاب ميكرد در نتيجه آن خاندان را بجاى ديگران برگزيد و جرأت و جسارت آنان فزون گشت و هماى جاه و شكوه بر آنان بال گشود ، همهء بزرگان به آنان متوجه شدند ، و تمام سركشان و رجال در پيشگاه آنها سر تسليم و انقياد فرود آوردند ، و آن خاندان كعبهء آمال شدند . سيل هدايا و تحف شاهان و ره آوردها و - ارمغان‌هاى اميران [ 1 ] از اقصى نقاط مرزى بسوى آنان روان شد ، و براى تقرب و دلجويى آنان كليهء وجوه و اموال ديوانى و خراجها را بخزانه‌هاى آنها گسيل ميكردند . اين خاندان رجال شيعه [ 2 ] و نزديكان و بستگان عباسيان را مشمول بذل و بخشش‌هاى فراوان قرار دادند و آنان را رهين احسان خويش ساختند و خاندانهاى اصيل و شريف فقير را بتوانگرى رسانيدند و اسيران را از رنج اسارت آزاد كردند . شاعران ، آن خاندان را بفضايلى ستودند كه خليفه را بدانسان مدح نكرده بودند ، و خاندان مزبور جوايز و صلات بيكرانى بخواهندگان بخشيدند ، و دهكده‌ها و مزارع و املاكى در تمام نواحى شهرهاى بزرگ و كوچك بدست آوردند تا اينكه نزديكان و محارم خليفه را نسبت به خود خشمگين
هامش
[ 1 - ) ] امير در اينجا مرادف استاندار يا والى است . [ 2 - ) ] مقصود پيروان و شيعيان عباسيان است كه بكمك آنها دودمان مزبور بخلافت رسيدند نه شيعيان على ، ع .