اضافهء فصيله [ 1 ] به قبيله خواهد بود ، چنان كه گويند : قريش كنانة ، و الياس مضر ، و ربيعة نزار . و چه ضرورت ايجاب كرده كه بچنان احتمال دورى متوسل گرديدهاند ، احتمالى كه براى توجيه آن بتراشيدن چنين محملها و قصههايى دست يازيدهاند ، و بسبب دورى از صحت ، كتاب خدا از امثال آن منزه است ؟
ديگر از حكايات ساختگى مورخان داستانيست كه كليهء آنان دربارهء علت سرنوشت مذلت بار و شوم برامكه بدست رشيد نقل ميكنند و آن را بافسانهء عباسه خواهر وى با جعفر بن يحيى بن خالد غلام خليفه نسبت ميدهند و ميگويند چون هارون بسيار علاقهمند بود كه جعفر و عباسه در محفل ميخوارى او حضور داشته باشند از اين رو اجازه داد خواهرش به عقد نكاح جعفر در آيد ، ولى تنها به منظور محرم شدن آنان با هم و حضور يافتن آنان در بزم خليفه . و چون عباسه شيفته و دلبستهء جعفر شده بود با حيله و مكر خود را در خلوت بوى رسانيد تا با او مواقعه كرد و گويند جعفر در حال مستى با عباسه جمع شد و در نتيجه عباسه حامله گرديد و اين امر را فتنهانگيزان و سخنچينان برشيد باز گفتند و او برامكه را مورد خشم قرار داد . و چه اندازه چنين تهمتى از منزلت و حسب عباسه دور است ، منزلتى كه در دين داشت و حسبى كه بچنان پدر و مادرى ميرسيد و جلالتى كه در خود وى يافت ميشد . او دختر عبد الله بن عباس بود و ميان عباسه و عبد الله بجز چهار تن كه همه از بزرگان دين و اشراف امت پس از وى بودند فاصلهاى نبود .
او دختر محمد المهدى بن عبد الله ابو جعفر منصور بن محمد سجاد ابن على ابو الخلفاء ابن عبد الله ترجمان قرآن ابن عباس عموى پيامبر ، ص ، بود . دختر خليفهاى و خواهر خليفهاى ، او را سلطنت عزيز و خلافت نبوى و صحبت رسول ، ص ، از همه طرف فرا گرفته بود و از خاندان عموى پيامبرى كه بنيانگذار دين و نور وحى و مهبط ملائكه بود بشمار ميرفت و از ديگر جهات ، او بعهد باديهنشينى عرب و سادگى دين نزديك ، و دور از عادات تجملپرستى و رسوم
هامش
[ 1 - ) ] فصيله : عشيره و گروهى از انسان ( اقرب الموارد ) .