عبادتى كه اساس او بر تقوى نيست ، آن عبادت مثل غبارى است كه در روى هوا پهن است ، يعنى قدر و اعتبار ندارد .
قال الله تعالى : * ( أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَه عَلى تَقْوى من الله وَرِضْوانٍ خَيْرٌ ، أَمْ من أَسَّسَ بُنْيانَه عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ . ) * ( توبه - 109 ) ) * چنان كه خداى تعالى در قرآن مجيد فرموده كه : آيا هر كسى كه اساس افكند بناى دين خود را بر ترسكارى از خداى و خشنودى او ، ( كه قاعدهاى است محكم ) بهتر است ، يا آن كه اساس نهد دين خود را بر كنارهء رودى كه زيرش به مرور سيل ، تهى شده و ظاهرش به جاى خود ايستاده باشد و شكافته شده باشد و نزديك بود ، به افتادن .
و تفسير التّقوى ترك ما ليس بأخذه بأس حذرا عمّا به بأس ، و هو في الحقيقة طاعة بلا عصيان ، و ذكر بلا نسيان ، و علم بلا جهل مقبول غير مردود .
مىفرمايد كه : معنى تقوى ، ترك كردن هر چيزى است كه در كردن او باكى نباشد ، به واسطهء خوف افتادن در چيزى كه در او باك باشد . حاصلش ترك شبهات است به واسطهء ترس افتادن به محرّمات ، چنان كه گفتهاند : « من رتع حول الحمى كاد ان يقع فيه » ، يعنى : هر حيوانى كه مىچرد در حوالى قرق ، نزديك است كه بيفتد در قرق .
و نيز فرموده است كه : تقوى تنها به جاى عبادت است ، و تقوى را از براى متّقى عبادت مىنويسند ، هر چند مشغول عبادت ديگر نباشد . چرا كه عبادت ، عبارت از اتيان به اوامر است و اجتناب از مناهى ، و متّقى در همه حال به او صادق است كه چنين است ، پس در همه حال به او صادق است كه در عبادت است و از عبادت منفكّ نيست .
و نيز از براى متّقى ذكرى است كه هرگز فراموشى ندارد ، چرا كه ذكر به ياد خدا
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 503
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٥٠٣