بر خصم ، و اين نيز غرض فاسد و خصلت كاسد است و مذموم است .
أو يعلمه صاحبك فتركت حرمته ، و لم تنزله منزلته .
يا خصم تو ، محقّ است و علم دارد به آن چه مىگويد و تو رعايت حرمت او نمىكنى و فرود نمىآرى او را به جاى خود . و اين نيز ظلم است و مذموم است و خصلت بد است .
و هذا كلَّه محال لمن أنصف و قبل الحقّ .
و هر كدام از اين چهار احتمال ، محال است و باطل . چنان كه به تفصيل مذكور شد .
و من ترك المماراة فقد اوثق ايمانه ، و احسن صحبة دينه ، و صان عقله .
و هر كه ترك كرد مجادله را ، پس به تحقيق كه محكم كرده است ايمان خود را ، و نيكو داشته است صحبت دين خود را ، و حفظ كرده است عقل خود را از امتزاج و اختلاط به خواهش نفسانى . يا مراد حفظ عقل باشد از نقصان .
و مؤيّد اين حال است قول حكما كه : « انّ ملكة التّوثّب كملكة التّخيّل في ايراث الوهن في المدرك » ، يعنى : چنان كه ملكهء تخيّل ، موجب تزييف عقل است و عقل را نابود مىكند ، ملكهء مجادله نيز ، موجب وهن و تضييع عقل است .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 308
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٠٨