فلان ! من به دين خود عارف هستم و راه حقّ بر من واضح است ، اگر تو جاهلى و راه به دين خود نبردهاى ، برو و طلب دين خود كن كه منازعه و مجادله كار ما نيست و مرا به اين صفت خبيث راهى نه .
و انّ الشّيطان ليوسوس للرّجل و يناجيه ، و يقول : ناظر النّاس في الدّين لئلَّا يظنّوا بك العجز و الجهل .
مىفرمايد كه : منشأ مجادله و مناظره ، وسوسهء شيطان است به آدمى و شيطان به آدمى وسوسة مىكند و مىگويد كه : بحث كن با علما ، در مسائل دينى تا مردم نگويند كه : تو عاجزى و جاهلى .
ثمّ المراء لا يخلو من أربعة أوجه .
مىفرمايد كه : مباحثه و مجادله در مسائل علمى ، خالى از چهار احتمال نيست .
امّا ان تتمارى أنت و صاحبك فيما تعلمان ، فقد تركتما بذلك النّصيحة ، و طلبتما الفضيحة ، و أضعتما ذلك العلم .
يكى - آن كه مباحثه در مسألهاى است كه هر دو علم به او دارند و در مدّعا هر دو متّفق هستند و نزاع ايشان در صحّت و فساد دليل است ، و اين نيست مگر ترك نصيحت و اظهار فضيلت ، و اين عين فضيحت است و رسوائى . چرا كه به اتّفاق در مدّعا جدل كردن ، در دليل فايدهء چندان ندارد ، چه فساد دليل مستلزم فساد مدّعا نيست ، هر چند عكس لازم است .
او تجهلانه فأظهرتما جهلا .
دوم - آن كه هر دو جاهل باشند و هيچكدام راه به حق نبرده باشند و از راه جهل و نادانى با هم مجادله كنند ، مباحثهاى اين چنين نيز غير اظهار جهل فايدهاى ندارد .
و امّا تعلمه أنت فظلمت صاحبك بطلبك عثرته .
سوم - آن كه تو عالمى به مسئله و غرض تو از مباحثه ، اظهار تسلَّط و تفوّق است
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 307
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٠٧