الخيرات ، و تنقّص أهلها ، و استحسان ما يفعله من سوء ، و استقباح ما يفعله غيره من حسن ، و امثال ذلك كثيرة .
مىفرمايد كه : نشانهء نفاق چند چيز است :
يكى - باكنداشتن از دروغ گفتن .
دوم - خيانت كردن در مال مسلمانان ، چرا كه هر كه دروغ مىگويد و خيانت مىكند در مال مسلمانان ، ايمانش ضعيف است ، و اعتقادش به خدا و پيغمبر و « بما جاء به » ، ناقص .
سوم - از حيا و آزرم خالى بودن و از هر چه گويد و شنود باك نداشتن ، اين نيز از امارات نفاق است ، چرا كه اهتمام به شرع و شارع ، لازم دارد حيا و آزرم را .
چهارم - با وجود بى كمالى ، دعوى كمال كردن ، و بى كمال نفسانى و روحانى خود را دانا و كامل دانستن .
پنجم - تيز چشم بودن و به چشم تمام گشوده به كسى نگريستن و نگاه كردن .
ششم - سفيه بودن و بى انديشه و تأمّل كارى كردن و رعايت أدب كسى نكردن .
هفتم - حيا كم داشتن ، فرق ميان قلَّت حيا و وقاحت ، به شدّت و ضعف است ، مرتبهء سلب حيا و شدّت آن را وقاحت مىگويند ، و مرتبهء ضعيف او را كه في الحقيقة ، مقدّمهء وقاحت است كه رفته رفته به او مىرسد ، قلَّت حيا مىگويند .
هشتم - سهل شمردن معاصى و تقصير ، و گناه سهل گرفتن .
نهم - سهل گرفتن ارباب دين است ، يعنى : ارباب علم و صلاح را سهل دانستن و تعظيم و توقير ايشان « كما ينبغي » بجا نياوردن .
دهم - سهل شمردن مصيبتها و بلاها و قدر اينها را در آخرت عظيم ندانستن .
يازدهم - كبر به خود راه دادن و خود را بزرگ دانستن .
دوازدهم - دوست داشتن كه مردم ، مدح او كنند و در مجالس او را ستايش نمايند .
سيزدهم - حسود بودن و از ديگران حسد بردن .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 247
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٤٧