حسد آرزو كردن زوال نعمتى است از كسى و عايد شدن آن نعمت به وى ، امّا آرزوى نعمت غير بى زوال از او ، غبطه است و مذموم نيست .
چهاردهم - اختيار كردن دنيا بر آخرت ، و بدى را بر خوبى رجحان دادن .
پانزدهم - حريص بودن بر نمّامى و سخن چينى و مصدر فتنه و فساد شدن .
شانزدهم - دوست داشتن لهو و لعب ، و به كارهاى بى فايده رغبت داشتن .
هفدهم - اعانت كردن اهل فسق ، و مدد و اعانت ايشان نمودن .
هجدهم - از اهل خيرات نبودن ، و اهل خيرات را بد داشتن و نخواستن كه كسى به كسى إحسان كند .
نوزدهم - نيك دانستن كار خود ، هر چند در واقع بد باشد و بد دانستن كار غير ، هر چند خوب باشد .
و قد وصف الله المنافقين في غير موضع ، فقال عزّ من قائل : و من النّاس من يعبد الله على حرف ، فان اصابه خير اطمانّ به ، و ان اصابته فتنة انقلب على وجهه ، خسر الدّنيا و الآخرة ، ذلك هو الخسران المبين .
خداوند عالم در قرآن مجيد ، صفت منافقان را بيان كرده است در چند موضع ، يكى اين آيه است و مضمون او اين است كه : بعضى از آدميان عبادت مىكنند پروردگار خود را به وحدانيّت و يگانگى ، بر طرفى و كنارهاى از آن ، نه در وسط حقيقى ، اين مثل است از براى عدم ثبات در دين ، بدون سكون و طمأنينه در آن .
همچنان كه كسى بر كنارهء لشكر ايستاده باشد و منتظر آن كه اگر فتح و ظفر ايشان را باشد ، با اطمينان خاطر و دل آرميده در ميان آن لشكر در آيد و با ايشان در غنيمت دست يكى دارد و شريك ايشان گردد . و اگر قضيّه بر عكس اين نتيجه دهد ، قرار بر فرار دهد و از ايشان بگريزد . پس اگر برسد او را خير و نيكوئى و صحّت و توانگرى ، آرام گيرد بدين ، و ثابت شود بر آن . و اگر برسد او را ابتلايى و آزمايشى ، چون مرض و فقر و غير آن ، برگردد بر روى خود . يعنى : از آن وجه كه متوجّه شده باشد كه كفر است ، باز بر آن عود كند . مراد اين است كه مرتد شود و
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 248
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٤٨