تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
كه عقابى در كار نيست . 2 - اينكه در شقّ دوّم گفتيد : دفع ضرر محتمل و مشكوك دنيوى عقلا واجب است و در اين مسئله به آيهء لا تلقوا تمسّك كرديد قبول نداشته و مىگوئيم : اوّلا : آنچه از هلاكت به ذهن تبادر مىكند ، هلاكت و عقوبت اخروى است نه ضررهاى دنيوى . ثانيا : سلّمنا كه هلاكت در آيهء شريفه عموميت داشته و شامل ضرر دنيوى هم بشود امّا مثبت دفع ضرر محتمل دنيوى نمىباشد . چرا ؟ زيرا در تماميت بيان دو چيز معتبر است : 1 - احراز صغرى بدين معنا كه ارتكاب فلان مايع سبب القاء در هلاكت است . 2 - احراز كبرى بدين معنا كه القاء در هر هلاكتى حرام است . لكن در ما نحن فيه احراز صغرى نشده است چرا كه شايد ضرر در كار باشد و شايد ضرر در كار نباشد در نتيجه : شمول خطاب مشكوك است . به عبارت ديگر : آيهء شريفه مىفرمايد : خود را به هلاكت نيندازيد و اين مربوط به جائى است كه من علم به هلاكت و در نتيجه علم به عقاب داشته باشيم و حال آنكه عند الشبهة نمىدانيم كه هلاكت در كار هست يا نه و شبهه از اين جهت موضوعيّه است . * اگر گفته شود هرچند علم به هلاكت نداريم لكن ظنّ به هلاكت داريم چه پاسخ مىدهد ؟ مىگويد اگر بگوئيد كه : الى التهلكة ظنّ را هم شامل مىشود چرا كه ضرر مظنون مثل ضرر معلوم است ، پس دفع ضرر مظنون واجب است . مىگوئيم : بايد بدانيد كه اين آيهء شريفه اگر شامل هلاكت معلومه و مظنونه هر دو بشود ، شامل هلاكت مشكوكه نمىشود . * حاصل مطلب شيخ چيست ؟ اين است كه : اوّلا : ما احتمال عقاب اخروى نمىدهيم و به فرض كه چنين احتمالى هم بدهيم ، لكن شارع به حكم كل شىء لك حلال احتمال عقاب را از بين مىبرد . ثانيا : احتمال ضرر دنيوى هم اگر مقطوع و مظنون باشد ، دفعش واجب است ، لكن احتمال ضرر و يا عقاب دنيوى محتمل دفعش واجب نيست . * شايد شيخ بر اين استدلال كه هركجا ظنّ به ضرر داشتيم دفع آن لازم و ارتكابش حرام است و نه صرف احتمال و شك در ضرر چيست ؟