كه عقابى در كار نيست .
2 - اينكه در شقّ دوّم گفتيد : دفع ضرر محتمل و مشكوك دنيوى عقلا واجب است و در اين مسئله به آيهء لا تلقوا تمسّك كرديد قبول نداشته و مىگوئيم :
اوّلا : آنچه از هلاكت به ذهن تبادر مىكند ، هلاكت و عقوبت اخروى است نه ضررهاى دنيوى .
ثانيا : سلّمنا كه هلاكت در آيهء شريفه عموميت داشته و شامل ضرر دنيوى هم بشود امّا مثبت دفع ضرر محتمل دنيوى نمىباشد . چرا ؟
زيرا در تماميت بيان دو چيز معتبر است :
1 - احراز صغرى بدين معنا كه ارتكاب فلان مايع سبب القاء در هلاكت است .
2 - احراز كبرى بدين معنا كه القاء در هر هلاكتى حرام است .
لكن در ما نحن فيه احراز صغرى نشده است چرا كه شايد ضرر در كار باشد و شايد ضرر در كار نباشد در نتيجه : شمول خطاب مشكوك است .
به عبارت ديگر : آيهء شريفه مىفرمايد : خود را به هلاكت نيندازيد و اين مربوط به جائى است كه من علم به هلاكت و در نتيجه علم به عقاب داشته باشيم و حال آنكه عند الشبهة نمىدانيم كه هلاكت در كار هست يا نه و شبهه از اين جهت موضوعيّه است .
* اگر گفته شود هرچند علم به هلاكت نداريم لكن ظنّ به هلاكت داريم چه پاسخ مىدهد ؟
مىگويد اگر بگوئيد كه : الى التهلكة ظنّ را هم شامل مىشود چرا كه ضرر مظنون مثل ضرر معلوم است ، پس دفع ضرر مظنون واجب است .
مىگوئيم : بايد بدانيد كه اين آيهء شريفه اگر شامل هلاكت معلومه و مظنونه هر دو بشود ، شامل هلاكت مشكوكه نمىشود .
* حاصل مطلب شيخ چيست ؟
اين است كه :
اوّلا : ما احتمال عقاب اخروى نمىدهيم و به فرض كه چنين احتمالى هم بدهيم ، لكن شارع به حكم كل شىء لك حلال احتمال عقاب را از بين مىبرد .
ثانيا : احتمال ضرر دنيوى هم اگر مقطوع و مظنون باشد ، دفعش واجب است ، لكن احتمال ضرر و يا عقاب دنيوى محتمل دفعش واجب نيست .
* شايد شيخ بر اين استدلال كه هركجا ظنّ به ضرر داشتيم دفع آن لازم و ارتكابش حرام است و نه صرف احتمال و شك در ضرر چيست ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٩١