* مراد مستشكل از اين اعتراض و اشكال چيست ؟
مىخواهد بگويد : همانطور كه دفع ضرر دنيوى را پذيرفتيد بايد دفع ضرر اخروى را نيز قبول كنيد به عبارت ديگر :
- هر شبههاى داراى ضرر است چه دنيوى چه اخروى .
- دفع ضرر عقلا واجب است .
پس : دفع ضرر اخروى و دنيوى عقلا واجب است .
به عبارت ديگر مستشكل مىگويد : احتمال دارد كه ما شق اوّل را كه مراد از ضرر محتمل ، ضرر اخروى و عقوبت است اختيار كنيم و در نتيجه بگوئيم : قانون قبح در اينجا جارى نشده و عقل حكم به لزوم دفع عقوبت نمىكند .
* اگر شيخ بپرسد پس قاعدهء قبح عقاب بلابيان چه مىشود چه پاسخ مىدهند ؟
مىگويد :
1 - شايد مصلحت در اين بوده كه با وجود تكليف شارع مقدّس آن را بيان نكرده و امر را به عقل مكلّف واگذار نموده باشد .
2 - در اينجا عقل حكم به قبح عقاب بلابيان نكرده و احتمال عقاب باقى است پس دفع آن عقاب احتمالى واجب است .
* به عبارت ديگر :
وقتى شما شك مىكنيد كه شرب تتن حلال است يا حرام و يا اين ظرف خمر است يا حلّ . عقل نمىتواند بگويد چون نمىدانم پس عقاب بر من قبيح است چرا ؟ زيرا شايد در اين ندانستن تو مصلحت بوده و الا خدا تو را نيز مطلع مىكرد .
پس اگر عقل احتمال داد كه شايد شرب تتن حرام باشد ممكن است اين حرمت بر من منجّز باشد ، هرچند اين انجاز را مصلحتا ندانم . لكن اين ندانستن من و شما مستلزم صرفنظر شارح از تكليفش نمىباشد .
بنابراين حكم عقل در اينجا اين است كه : احتمال عقاب وجود دارد . دفع عقاب محتمل واجب است و قاعدهء قبح در اينجا جريان نمىيابد .
ثانيا : اينكه گفته شد دفع ضرر محتمل دنيوى واجب نيست چرا كه شارع فرموده : كل شىء مطلق حتّى يرد فيه النهى ، قابل قبول ما نيست ، چرا ؟
زيرا شارع فرموده :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٨٩