تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
كنيم ، باز نوبت مىرسد به استصحاب حكم مختار كه اصل مسبّبى باشد و اين اصل مثبت تخيير ابتدايى است و نه استمرارى . * حاصل و خلاصهء مسألهء دوم به زبان ساده چيست ؟ اوّلا : دوران ميان دو محذور بخاطر اجمال نصّ است . ثانيا : اجمال گاهى مربوط به آن لفظى است كه يدلّ على الحكم و گاهى مربوط به آن لفظى است كه يدلّ على الموضوع . در اينجا نيز : 1 - گاهى لفظى كه دلالت بر حكم دارد اجمال دارد مثل اينكه : پدرى به فرزندش بگويد : فلان كار را انجام بده ، در حالى كه فرزند نمىفهمد كه اين امر ايجابى است و يا تهديدى ؟ اگر اين امر براى ايجاب و انجام باشد مىشود واجب و اگر براى تهديد باشد مىشود حرام و لذا صيغهء افعل نزد اين فرزند عند الوجوب و الحرمة مجمل شده است . 2 - و گاهى لفظى كه دلالت بر موضوع دارد مجمل است ، فى المثل : مولى فرموده : تحرّز رغبة النكاح خوب رغبة در اينجا به چه معناست ؟ آيا به‌معناى اعراض است و يا به معناى تمايل است ؟ بايد بدانيم كه : اگر رغبة تقديرا با حرف ( عن ) متعدى بشود به‌معناى اعراض است و چنانچه با ( فى ) متعدى بشود به معناى ميل است . به عبارت ديگر : رغبة فيه يعنى مايل شدن به آن و رغبة عنه : يعنى اعرض عنه حال : اگر رغبة به‌معناى مال باشد ، حرمت را مىرساند و چنانچه به‌معناى اعراض باشد وجوب را . چرا ؟ زيرا : وقتى مولى مىگويد : تحرّز بكن از اعراض نكاح معنايش اين است كه : ازدواج بكن . و اگر بفرمايد تحرز بكن از ميل به نكاح معنايش اين است كه : ازدواج نكن . پس : اين لفظ رغبة از نظر وجوب و حرمت عند المكلّف مجمل مىشود . و لذا : وقتى انسان به خاطر اجمال الخطاب مردد شد بين الوجوب و الحرمة چه بايد كرد ؟ مىگوييم : هر پاسخى كه در مسألهء اوّل داديم در اينجا نيز همان پاسخ را مىدهيم فراجع . * حاصل و خلاصهء مسألهء سوم چيست ؟ اوّلا : مسألهء مربوط به آنجايى است كه امر دائر است ميان وجوب و حرمت لكن به جهت تعارض نصّين
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 362 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى