* پاسخ شيخ به دليل مزبور چيست ؟
اين است كه : رأى ما نيز تخيير استمرارى است لكن نه براساس استصحاب تخيير بلكه به دليل اينكه حاكم به تخيير در دوران بين المحذورين عقل است و عقل در حكم به تخيير مستقل و در حكم خود ترديدى ندارد . تا جايى براى جريان استصحاب باشد .
يعنى : از طرف همين عقلى كه در واقعهء اوّل حكم به تخيير كرد ، در واقعهء دوم نيز حاكم بوده و باز هم حكم به تخيير مىكند ، پس نيازى به استصحاب نيست .
و از طرف ديگر : مشكل مخالفت قطعيّه تدريجيّه را نيز با مسئله التزام برداشتيم .
* آيا در اينجا قول ديگرى نيز وجود دارد كه شيخ متعرّض آن نشده باشد ؟
بله و آن عبارتست از اينكه :
كسى كه روز اوّل احد الحكمين را اختيار مىكند . آيا بنايش بر اين است كه تا آخر عمر همين حكم را عمل كند و يا اينكه بنا داشته است كه در هر واقعهاى كه تكرار مىشود حكم را عوض كند ؟
اگر بنايش بر استمرار المختار بوده باشد اين خود استمرار التخيير است . چرا ؟
كسى كه احد الحكمين را اختيار مىكند و براى هميشه به آن ملتزم مىشود ، از اختيار خود استفاده كرده و در اين اختيار از ابتدا تا انتها از تخيير استفاده كرده است .
و اگر بنايش بر استمرار التخيير بوده باشد ، اين خود استمرار المختار است ، چرا كه هروقت كه بخواهى آن طرفى را كه اراده مىكند اختيار مىنمايد . و مسئله را عوض مىكند .
در نتيجه : استمرار التخيير ، استمرار المختار مىآورد و استمرار المختار استمرار التخيير مىآورد .
* بهطور كلى چه اقوالى در اين مسئله بود ؟
1 - تخيير ابتدايى
2 - تخيير استمرارى كه وجه مطلب در آن حكم عقل بود و شيخ فرمود .
3 - قول به تفصيل به اين معنا كه گاهى تخيير ابتدايى است و گاهى استمرارى .
* پاسخ قول به تفصيل در مسئله تخيير چيست ؟
اين است كه : وقتى عقل حكم نمود بر اينكه تخيير استمرارى است و يا حكم نمود به اينكه تخيير ابتدايى است بين بناهاى شما فرقى نمىگذارد .
* به نظر شما نظر شيخ در دوران بين المحذورين و فقدان نصّ چيست ؟
حاصل و خلاصهء نظر شيخ اين است كه :
اگر واقعه واحده باشد تا موجب مخالفت عمليّهء تدريجيّهء نشود . آنجا قائل به توقف است و مسئله را
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٤٤