* مراد از ( او عدل المقلّد عن مجتهده لعذر . . . ) چيست ؟
بيان دومين نمونه در ذيل دليل مذكور است مبنى بر اينكه :
مقلّدى تاكنون از مجتهدى تقليد مىكرده كه او فتواى به وجوب دفن كافر داده بود و لذا علاوه بر اينكه ملتزم بدان فتواى بود برطبق آن نيز عمل مىكرد .
لكن اكنون از آن مجتهد عدول كرده و به تقليد از مجتهد ديگرى پرداخته كه فتواى به حرمت دفن ميّت كافر داده است و لذا مقلّد به اين فتواى ملتزم و از حالا به بعد بدان عمل مىكند .
حال : اين مقلّد يقين دارد كه يا فعل اولش غلط بوده و يا ترك بعديش . لكن چون هر دو روى التزام بوده مانعى ندارد .
پس : مخالفت قطعيّهء همراه با التزام بلامانع است و ما نحن فيه از همين قبيل است .
* حاصل مطلب در ( و يضعّف الاستصحاب : بمعارضة استصحاب التخيير الحاكم عليه ) چيست ؟
پاسخ شيخ به دليل دوّم قائلين به تخيير ابتدايى است مبنى بر اينكه :
اوّلا : استصحاب حكم مختار معارض است با استصحاب حكم به تخيير .
ثانيا : استصحاب تخيير مقدّم است بر استصحاب مختار . چرا ؟
زيرا :
شك ما در وجوب بقاء بر حكم مختار مسبّب است از شكّ ما در بقاء تخيير .
يعنى :
اگر گفتيم تخيير از ميان رفت پس بايد حكم مختار ، بماند و اگر گفتيم تخيير باقى است ، پس نوبت به وجوب بقاء بر حكم مختار نمىرسد .
و لذا : هنگام شك در بقاء تخيير ، استصحاب مىكنيم تخيير را ، يعنى مىگوييم :
در واقعهء اولى تخيير بود ، در وقايع بعدى شك داريم در بقاء آن در نتيجه : استصحاب مىكنيم بقاء آن را . پس : ديگر نوبت به استصحاب حكم مختار نمىرسد .
* مراد از ( و يضعّف قاعدة الاحتياط : بما تقدم . . . ) چيست ؟
پاسخ شيخ به دليل اوّل حضرات است كه بيان آن گذشت و نياز به تكرار ندارد .
* حاصل مطلب در ( فالاقوى : هو التخيير الاستمرارى ، لا للاستصحاب . . . ) چيست ؟
بيان دليل قائلين به تخيير استمرارى مطلقا ، يعنى : الاستصحاب تخيير است .
بدين معنا كه : مكلّف در واقعهء اوّل مخير بود ميان فعل و ترك ، حال اگر در وقايع بعدى شك كند در بقاء آن تخيير ، استصحاب مىكند بقاء آن را چه بنايى و چه غير بنايى .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٤٣