پس : بايد قائل شد به تخيير ابتدايى .
به عبارت ديگر : اگر مكلّف مستمرّا و در همهء حوادث مخيّر باشد ، لازمهاش آنست كه :
گاهى جانب وجوب را برگزيده و بدان عمل كند و گاهى جانب حرمت را انتخاب و عمل را ترك نمايد آنگاه به مرور زمان مخالفت قطعيّهء عمليّهء تدريجيّه پيش مىآيد . چرا ؟
زيرا :
يا حكم واقعى وجوب بوده پس عمل اولش صحيح است و دومى باطل و يا بالعكس حكم واقعى حرمت بوده و عمل اولش باطل و دومى صحيح : يعنى : وقتى واقعهء بعدى ضميمه شود يقين مىكنيم كه يا در واقعهء قبلى مخالفت شده و يا در اين واقعه بعدى .
مخالفت قطعيه با حكم مولى هم حرام است چه دفعى باشد و چه تدريجى ، پس بايد به همان تخيير ابتدايى قائل شد .
* حاصل مطلب در ( و يضعّف الاخير : بانّ المخالفة القطعيّة فى مثل ذلك لا دليل على حرمتها . . . ) چيست ؟
پاسخ شيخ است به سومين دليل قائلين به تخيير ابتدايى مبنى بر اينكه : مخالفت قطعيه :
1 - گاهى بدون التزام به احد الحكمين است ، مثل : قول به اباحه ، كه اگر ما ملتزم به اباحه شويم و يكبار انجام دهيم ، يكبار ترك كنيم ، مستلزم مخالفت است و مخالفت جايز نيست .
2 - و گاهى همراه با التزام به احد الحكمين است كه فرض در ما نحن فيه اين است كه : ما در هر واقعه به يك طرف ملتزم شده و با التزام آن را عمل كنيم .
اين نحو از مخالفت قطعيه دليلى بر حرمتش وجود ندارد . بلكه در شرع مقدس نيز نمونههايى وجود دارد كه چنين مخالفتهايى را تجويز كرده است .
* مراد از ( كما لو بدا للمجتهد فى رأيه . . . ) چيست ؟
ارائهء اولين نمونه است مبنى بر اينكه :
1 - فقيهى تاكنون رأيش بر وجوب فلان امر تعلّق داشت و خود را ملتزم به آن مىدانست .
2 - اكنون در اثر دسترسى به ادلهء ديگر از رأى مزبور عدول كرده ، فتوا به حرمت داده و بدان ملتزم مىشود . حال :
اين مجتهد به مخالفت عمليّهء تدريجيّه يقين پيدا مىكند . چرا ؟ زيرا :
يا آنچه را تاكنون بدان ملتزم بوده و عمل مىكرده معصيت مولى بوده و يا آنچه را از حالا به بعد به آن ملتزم است و عمل مىكند .
امّا چون عمل او مع الالتزام بوده مانعى ندارد بلكه بايد از رأيش عدول كند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٤٢