تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
آيا مكلّف در اولين واقعهء ميان فعل و ترك مخيّر است و لكن هر طرف را كه اختيارا برگزيد در وقايع بعدى نيز الى الابد بايد همان را اختيار كند ؟ فى المثل : اگر در اوّلين واقعه جانب وجوب را در دفن ميّت كافر برگزيد براى هميشه بايد در برخورد با ميّت كافر او را دفن كند . و اگر جانب ترك را اختيار كرد در برخورد با ميت‌هاى بعدى نيز نبايد آن را دفن كند . و يا اينكه نه تخيير استمرارى است و مكلّف براى هميشه و در هر واقعه‌اى كه پيش مىآيد همچون واقعهء اوّليه ميان فعل و ترك مخيّر است . يعنى : در هر واقعه‌اى حق عدول دارد و مىتواند از آنچه در وقايع پيشين اختيار نموده برگردد و جانب ديگر را اخذ نمايد ؟ و اگر اين تخيير استمرارى باشد باز سؤال اين است كه آيا استمرارى مطلق است و يا اينكه استمرار به شرط بناگذارى بر استمرار حكم مختار ؟ * مراد از ( يستدلّ للاوّل : بقاعدة الاحتياط ، و . . . ) چيست ؟ تبيين اوّل دليل قائلين به تخيير ابتدايى است مبنى بر اينكه : دوران بين المحذورين مصداقى از مصاديق دوران امر ميان تعيين و تخيير است چرا ؟ زيرا : با فرض تخيير نمىدانيم كه آيا فقط در واقعهء اوّل مخير هستيم و يا نه در وقايع بعدى هم مخير هستيم ؟ و لذا : در اينجا از باب حكم عقل به احتياط و امتثال يقينى ، قدر متيقن را كه تخيير ابتدايى است اختيار مىكنيم . * مراد از ( و استصحاب الحكم المختار . . . ) چيست ؟ اشاره به دومين دليل قائلين به تخيير ابتدايى است مبنى بر اينكه : بار اوّل كه مكلّف يك طرف را اختيار كرد مثلا وجوب را ، و اين وجوب وظيفهء او شد و بايد انجام دهد اگر در بارهاى بعدى شك كند كه آيا همان حكم مختارش باقى است يا نه ؟ استصحاب مىكند بقاء آن را حكم را . * مراد از ( و استلزام العدول للمخالفة القطعيّة المانعة عن الرجوع الى الاباحة . . . ) چيست ؟ بيان سوّمين دليل قائلين به تخيير ابتدايى است مبنى بر اينكه : تخيير استمرارى مستلزم مخالفت عمليّهء قطعيّه تدريجيّه است و مخالفت قطعيه با حاكم مولى حرام است .