الفعل محتاج به التفات ، اراده و انجام است ، يعنى : مقدمات بيشترى مىخواهد .
در نتيجه : عقل تا طريق آسانتر وجود داشته باشد سراغ راه سختتر نمىرود .
پس : اخذ به جانب حرمت اولى و مقدّم بر اخذ به جانب وجوب است .
* مراد از ( و بالاستقراء ؛ بناء على انّ الغالب فى موارد اشتباه مصاديق . . . ) چيست ؟
پنجمين دليل حضرات بر اخذ به جانب حرمت است در ما نحن فيه ، مبنى بر اينكه :
پس از تفحّص در موارد مختلف دوران بين المحذورين به اين نتيجه رسيديم كه :
در هركجا كه دوران امر ميان واجب و حرام باشد شارع مقدّس جانب تحريم را بر جانب وجوب مقدّم داشته و امر نموده به اخذ به جانب حرمت .
فى المثل :
1 - نسبت به ايام استظهار اوّل حيض براى زنانى كه مبتدئه هستند و نه ذات العادت ، و نمىدانند كه آيا اين سه روز اول را حيض قرار دهند تا عبادت بر آنها حرام باشد يا اينكه آن را استحاضه قرار دهند تا عبادت بر آنها واجب باشد ، فرموده است : در ايام استظهار ، عبادت بر چنين زنى حرام است .
يعنى : در دوران ميان حرمت و وجوب عبادت ، جانب حرمت را غلبه داده است .
2 - و نسبت به استظهار آخر حيض نسبت به ذات العادت العدديّة كه هر ماه هفت روز حيض مىبيند ولى در اين ماه از اين مقدار گذشته و به 10 روز رسيده ، و اكنون شك مىكند كه آيا اين سه روز ايام حيض است يا استحاضه ، در نتيجه نمىداند كه آيا صوم و صلاة در اين سه روز بر او واجب است يا حرام ؟
مىفرمايد : بايد عبادت را ترك كند ، يعنى كه جانب حرمت را غلبه داده است .
3 - و يا نسبت به دو اناء مشتبه كه يكى قطعا پاك است و ديگرى قطعا نجس و غير از اين دو هم آبى وجود ندارد و او شك مىكند و نمىداند كداميك معيّنا پاك است ، فرموده : بايد از خير هر دو بگذرى و اگر مىخواهى نماز بخوانى اقدام به تيمّم كنى .
لذا در اينجا نيز جانب حرمت را مقدّم داشته است .
* چه نتيجهاى از امثلهء فوق مىگيرند ؟
به يك نتيجهء كلى مىرسند و آن اينكه : همه جا در دوران بين المحذورين جانب حرمت مقدّم است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٢٧