يعنى : هم بايد متعهد و ملتزم به احكام الهى باشيم و هم در خارج به آن عمل كنيم ، حال شما كه در ما نحن فيه وجوب و حرمت هر دو را كنار گذاشتهايد چه التزامى نسبت به آن داريد .
به عبارت ديگر : در دوران بين المحذورين يا حكم واقعى الهى در جانب وجوب است و يا در جانب حرمت پس : بايد به احد الطرفين ملتزم باشيم و مجاز نيستيم كه هر دو طرف را طرح كرده و به حكم ثالثى به نام اباحهء ظاهريه ملتزم شويم . و الّا گرفتار مخالفت التزاميه مىشويم . خلاصه اينكه هركس در ما نحن فيه قائل به اباحهء ظاهريه شود ملتزم به تكليف بالاجمال نشده است .
* مقدمة بفرماييد التزام بر چند نوع است ؟
دو نوع :
1 - التزام قلبى ، يعنى : قلبا به حكم الهى متدين باشيم و به آن گردن گذاريم .
2 - التزام عملى ، يعنى در خارج و در مقام عمل با اعضاء و جوارح در برابر حكم اللّه تسليم باشيم و به آن عمل كنيم .
* با توجّه به مقدمهء فوق پاسخ شيخ به اشكال مذكور چيست ؟
اين است كه : وقتى شما حكم خدا را نوعا ندانيد مىگوييد :
حكم خدا را على ما هو عليه فىالواقع ملتزم هستم ، فى المثل مىگويى : جهر به بسم الله هر حكمى داشته باشد قبول دارم ، دفن ميّت كافر هر حكمى داشته باشد قبول دارم .
و اين غير از اين است كه : شما بگوييد حتما بايد احد الحكمين را انتخاب كرد .
به عبارت ديگر : از نظر التزام على ما هو عليه فى الواقع را ملتزم مىشوم لكن از نظر حكم ، قائل به اباحه مىشوم .
به عبارت ديگر : اگر مراد شما از وجوب التزام در ما نحن فيه ، التزام عملى و موافقت عمليه با حكم الهى باشد به شما مىگوييم :
1 - قطعيه در دوران بين المحذورين ممكن نيست .
2 - موافقت احتماليه نيز در اينجا بهخودىخود حاصل است چرا كه به حسب فرض هر دو احتمال توصّلى هستند .
حال مكلّف : يا انجام مىدهد كه با احتمال وجوب موافقت كرده و يا ترك مىكند كه با احتمال حرمت موافقت شده است . و اگر مراد شما از وجوب التزام ، وجوب التزام قلبى باشد به شما مىگوييم :
اوّلا : التزام قلبى در احكام شرعيّهء فرعيه يعنى : بخش احكام و اعمال جوارحى واجب نيست بلكه در مسائل عقيدتى واجب است آنهم وجوب نفسى .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٠٣