زيرا فرمود : نماز بخوان و در اين وقت بخوان .
حال اگر وقت گذشت و تو آن نماز را نخواندى يكى از دو مطلب كه نماز در وقت معيّن است ساقط شد ، لكن نماز بخوان كه از شما ساقط نشد . پس هروقت كه شد بايد بخوانى .
فى المثل براى تنظير مىگوئيم :
مولى تشنه است به عبد مىگويد : تنگ آب را آب كن و بياور .
اگر تنگ آب شكسته بود عبد بايد بدون آب بيايد و يا مىتواند در ظرف ديگرى مأموريت خود را انجام دهد . خواهيد گفت چون مطلوب دوتاست يك آب در تنگ و يكى آوردن آب اگر تنگ نشد ، در ظرف ديگر مطلوب ديگر كه آب است را انجام خواهيم داد و لذا حضرات گفتهاند : قضاء تابع اداء است و ما مىتوانيم بخاطر همان امر اوّل قاعدهء اشتغال را پياده كرده و نمازها را اتيان كنيم .
* آيا به نظر حضرات امكان دارد در يك جا هم قاعدهء اشتغال جارى كرد و هم قاعدهء استصحاب ؟
بله ؟ مثلا هنوز آفتاب غروب نكرده و شما شك مىكنيد كه آيا نماز ظهر و عصرتان را خواندهايد يا نه ؟
1 - چون در قاعدهء استصحاب حالت سابقه لحاظ مىشود ، استفاده كرده مىگوئيد من كه قبلا اين نماز ظهر و عصر را نخوانده بودم و نمىدانم كه بعدا خواندهام يا نه ؟ مىگوئيد : الاصل عدم الاتيان . يعنى اصل اين است كه خير من ظهر و عصر را بجا نياوردهام .
2 - از قاعدهء اشتغال استفاده كرده ، مىگويى : من مىدانم كه از جانب مولى بر من امر شده كه نماز ظهر و عصرت را بخوان ، لكن نمىدانم كه اين دو نماز از من ساقط شده است يا نه ؟ حال مىگويى اشتغال ذمّه يقينى مستدعى فراغت يقينيّهء از ذمّه مىخواهد و نه حالت سابقه ، و لذا نمازت را مىخوانى .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٧٨