مستشكل مىگويد : ولى شارع نفرموده عملى را كه بجا نياوردى قضا كن ، بلكه فرموده : اقض ما فات .
آنهائى را كه فوت شده قضاء كن و اين با عدم اتيان فرق دارد .
بله ، عدم اتيان را با استصحاب احراز كنيم ؟
به عبارت ديگر شارع فرمود : اقض ما فات و نفرموده : اقض ما لم تأت . خواهند گفت :
فوت مصلحتى را نيز با استصحاب احراز مىكنيم ، چرا كه فوت امر وجودى است و نه عدمى .
به عبارت ديگر :
فوت مثل اين است كه دزد جيب شما را بزند و پول شما را ببرد . شما پول داشتيد لكن با دزديده شدن از شما فوت شد و حال آنكه عدم اتيان امرى عدمى است .
سپس مستشكل مىگويد :
موضوع وجوب قضاء از نظر شرع فات است و فات هم خودش مورد استصحاب نيست چرا كه سابقه ندارد ، مگر اينكه از راه عدم اتيان ثابت بشود كه اين هم مىشود اصل مثبت يعنى با استصحاب عدم يك شىء وجود شىء ديگر را اثبات كنيم و حال آنكه اين درست نمىباشد .
* پاسخ شيخ اعظم به اين اشكال چيست ؟
اين است كه : 1 - ما فات و لم تأت يكى است .
اگر شارع فرموده : اقض ما فات ، مرادش همان اقض ما لم تأت است .
2 - در اين ادّعا شاهد نيز وجود دارد :
فى المثل شارع به زن حائض مىفرمايد : روزههايى كه از تو فوت شده قضاء كن .
حال از شما مىپرسيم كه اين روزهء زن حائض چه مصلحتى براى او داشته كه فوت شده باشد خواهيد گفت : روزهء ادا در حال حيض مصلحتى ندارد ، اگر مصلحتى داشت شارع بدان امر مىفرمود و حال آنكه نهى فرموده .
خواهيم گفت : پس در قضاى آن مصلحت براى او دارد كه بدان امر فرموده است . به عبارت ديگر :
آنچه را او بجا نياورده و اتيان نكرده فرمود : اقض . پس تفاوتى ميان ما فات و لم تأت وجود ندارد .
* ديگر اشكال وارده بر استصحاب عدم اتيان از جانب حضرات چيست ؟
اين است كه ممكن است كسى بگويد : شما عدم اتيان را در ما نحن فيه استصحاب مىكنيد و حال آنكه در بعد از وقت بايد قاعدهء فراغ را جارى كنيد و نه استصحاب را .
فى المثل اگر شما پس از غروب آفتاب شك كرديد كه آيا نماز ظهر و عصرتان را خواندهايد يا نه ؟
استصحاب عدم اتيان جارى مىكنيد و يا قاعدهء فراغ ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٧٥