تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
بايد قاعدهء فراغ جارى كنيد . چرا ؟ زيرا در چنين جائى كه شك بعد از وقت است و يا شك بعد از محلّ است ، مسئله غير قابل اعتنا مىباشد . حال چطور شما پس از چند سال كه در آن اكثر شك مىكنيد و شك خارج از وقت و محلّ است ، استصحاب و عدم اتيان جارى مىكنى ؟ آيا پس از چند سال ، شك بعد از وقت نمىباشد ؟ اين چه استصحابى است ؟ و آيا استصحاب مربوط به قبل از خروج وقت نيست ؟ * شيخ چه پاسخى به اشكال فوق مىدهد ؟ مىفرمايد : خير اين‌گونه نيست كه شما مىفرمائيد ، چرا كه : 1 - گاهى ما يك شك بدوى داريم و در شك بدوى استصحاب جارى نمىشود و بلكه قاعدهء فراغ جارى مىگردد . 2 - لكن گاهى علم اجمالى داريم و در علم اجمالى قاعدهء فراغ جارى نمىشود . فى المثل پس از غروب آفتاب شك مىكنيم كه آيا نماز ظهر و عصرمان را خوانده‌ايم يا نه ؟ اين شك يك شك بدوى بوده و جاى قاعدهء فراغ است و نه استصحاب . اما يك وقت هست كه مىدانى نمازى از تو فوت شده ، لكن نمىدانى يك نماز است يا دو نماز ، در اينجا ديگر قاعدهء فراغ جارى نمىشود و بلكه جاى جريان استصحاب عدم اتيان است . * عيب و اشكال ديگرى كه بر اين استصحاب وارد شده ، چيست ؟ ممكن است كسى اشكال كند كه چطور در اشباه و نظائر اين مورد استصحاب جارى نكرديد ولى در اينجا استصحاب عدم اتيان جارى كرديد ؟ فى المثل آنجائى كه در اقلّ و اكثر نماز والدين شك كرديد ، استصحاب جارى نكرديد و گفتيد بايد اقلّ را انجام داد ولى در اينجا مىگوئيد : اكثر را بجاى آوريد . چه تفاوتى در اينجا و آنجا وجود دارد كه چنين فتوائى مىدهيد ؟ اگر استصحاب در آنجا قابل خدشه است در اينجا نيز قابل خدشه است . * مقدمة بفرمائيد چه تفاوتى در استصحاب و اشتغال وجود دارد ؟ در استصحاب حالت سابقه را لحاظ مىكنند ، ولى در اشتغال مجرّد اشتغال به ذمّه را . * قاعدهء اشتغال چه بود ؟ اين بود كه ما اشتغال ذمّه يقينى به يك امر پيدا مىكنيم و اشتغال يقينى مستدعى فراغت يقينيّه بود . * ديگر دليلى كه حضرات در اثبات انجام اكثر در ما نحن فيه بدان تمسّك كرده‌اند ، چيست ؟