تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
قاعدهء اشتغال است يعنى اگر شما قبل از غروب شك كنى كه نمازهايت را خوانده‌اى يا نه ؟ در اينجا بايد قاعدهء اشتغال جارى كنى ، حال در ما نحن فيه نيز مطلب چنين است . فى المثل شما هر روز اوّل وقت نماز ظهر و عصرت را مىخواندى ، ولى امروز قبل از غروب شك كرديد كه آيا اين دو نماز را خوانده‌اى يا نه ؟ در اينجا اشتغال يقينيّه وجود دارد ، پس فراغت يقينيّه مىطلبد . در نتيجه : بايد نمازهاى مورد نظر را بخوانى . * اگر اشكال شود كه قاعدهء اشتغال نيازمند امر است چه پاسخ مىدهند ؟ مىگويند : امر اوّل كه قطعا ساقط شد ، چرا كه وقت آن سپرى شد . امر دوّم را نيز در حدوث و تحققش شك داريم ، چرا كه شك داريم كه آيا اكثر را بجا آورده‌ايم يا نه ؟ به عبارت ديگر اگر نمازها را بجا آورده باشيم كه ديگر نه نيازى به امر وجود دارد و نه امر جديدى حادث مىشود و اگر نمازها را بجا نياورده‌ايم امر جديد حادث مىشود . حال در اينجا چگونه قاعدهء اشتغال جارى مىكنيد . مگر قاعدهء اشتغال مربوط به آنجائى نيست كه شما مىدانى امرى از طرف مولى آمده است ولى نمىدانى كه آيا اين امر از شما ساقط شده يا نه ؟ فى المثل قبل از غروب شك مىكنيد كه آيا نماز ظهر و عصرت را خوانده‌اى يا نه ؟ در اينجا مىگوئى : شارع فرموده : اقم الصلاة لدلوك الشمس الى . . . لكن من نمىدانم كه اين امر از من ساقط شده يا نه ؟ در اينجا قاعدهء اشتغال جارى مىكنيد حال بفرمائيد ببينيم . در ما نحن فيه به خاطر امر اوّل نسبت به اكثر قاعدهء اشتغال جارى مىكنيد يا بخاطر امر دوّم اگر بگوئيد به خاطر امر اوّل است كه امر اول از بين رفته چرا كه وقت آن تمام شده است . چرا كه سبب‌هاى از بين رفتن امر مختلف است . ممكن است با اطاعت يا معصيت يا فناء موضوع امر از بين برود . و اگر به خاطر امر جديد باشد كه در حدوث آن شك داريم . حال بفرمائيد ، زير سايهء كدام امر اين قاعدهء اشتغال را جارى مىكنيد ؟ * پاسخ جناب شيخ به اين ايراد چيست ؟ اولا : امكان دارد كسى بگويد : امر اوّل ساقط نشده چرا كه قضاء تابع اداء است در نتيجه كسانى كه نماز فوت‌شده را قضاء مىكنند با همان امر اوّل قضاء مىكنند ؟ چرا ؟ چون اقم الصلاتى كه وارد شده نماز ظهر را بر ذمّهء تو آورده و اگر صد سال هم بگذرد بايد آن را بخوانى پس در چيزهايى كه قضا وجود دارد با معصيت اين امر ساقط نمىشود ، چرا ؟