وجوب اداء مطلوب است و لو تا ابد .
2 - مورد ردّ سلام است كه واجب فورى است كه اين نيز مثل اداء دين است .
* حاصل مطلب به اعتبار ديگر و لسان سادهتر در اين مبحث چيست ؟
نظر برخى بر اين است كه : اذا دار الامر بين الاقل و الاكثر ، بايد اكثر را بجا آورد .
اگر از اينها سؤال كنيم كه چرا در اشباه و نظائر اين مسئله شما در اكثر برائت جارى مىكنيد . فىالمثل :
فى ما تحمّله بالاجارة بين الأقلّ و الأكثر ، مىگوئيد : اقلّ را اتيان و در اكثر برائت جارى كن و يا در شك فى مقدار الدّين الّذى يجب قضاؤه ، مىگوئيد : اقل را انجام بده و در اكثر برائت جارى كن لكن در ما نحن فيه اكثر را واجب مىكنيد ؟
مىگويند : اين مثال كه من نمىدانم فى المثل چند روز نماز از من فوت شده و يا چند ماه با امثلهء مزبور فرق دارد .
اگر بپرسيم فرقش چيست ؟
مىگويد :
1 - يك وقت هست كه شما دفعتا متوجه مىشويد و همان موقع كه متوجّه شديد به شك افتاديد . مثلا ديروز پدر شما بدرود حيات گفت ، شما يك دفعه متوجّه شدى كه نمازهاى فوتشدهء ايشان به عهدهء توست و همان موقع نيز شك نمود كه چه مقدار نماز از او فوت شده در اينجا اقلّ را اتيان و در اكثر برائت جارى كن .
2 - لكن اگر همين مسئله تدريجا به عهدهء شما آمده باشد ، مثلا هر روز كه به دليلى نماز نمىخواندى ، مىدانستى كه نمازت فوت شده و بايد آن را قضا كنى ، لكن در اثر گذشت زمان و تراكم ، حساب آنها را كم كرده از دست تو خارج شد .
حال شك مىكنى كه آيا دو روز بود و يا 10 روز و يا 6 ماه و يا . . .
در اينجا بايد اكثر را بجاى آورى .
خلاصه اينكه اگر دوران دفعتا بود اقلّ را اتيان و در اكثر برائت جارى كن و اگر دوران تدريجى بود اكثر را بجاى آور .
* اگر از اينها بپرسيم دليلتان بر اين نظر چيست ؟
مىگويند : هرروزى كه نمازى از تو فوت مىشد ، تو توجّه كامل بر فوت آن داشتى و لذا قضاى آن بر گردن تو منجّز مىشد .
لذا ترديد امروز تو سبب رفع تكليف منجّز شده نمىشود ، پس احتياط لازم است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 273
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٧٣