تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
3 - اگر استصحاب عدم اتيان را داريم ، قانون تجاوز را نيز داريم كه مىگويد : هرگاه پس از تجاوز از محلّ يا پس از تجاوز از وقت شك كردى به شك خود اعتناء نكن و در ما نحن فيه چنين است . حال : قاعدهء تجاوز حاكم بر استصحاب و مقدّم برآن است . اينجا جاى قانون تجاوز است و نه استصحاب . در نتيجه به اتيان اقلّ اكتفا كرده و ملزم به انجام اكثر نمىباشى . * پاسخ شيخ به اعتراض مذكور چيست ؟ اين است كه قاعدهء تجاوز مربوط به شك در اصل تكليف است و نه مربوط به موارد علم اجمالى . * مراد شيخ از مطلب مذكور را با ذكر مثال تبيين كنيد ؟ فى المثل يك وقت است كه : پس از غروب آفتاب شك مىكنيد كه آيا نماز ظهر و عصر را خوانده‌ايد يا نه ؟ قانون تجاوز مىگويد : به شك خود توجّه نكن . يك وقت است كه علم اجمالى داريد كه نمازهايى از شما فوت شده و بايد قضاء كنيد ، لكن در اقلّ و اكثر اين نمازها شك داريد . و اين شكّ در مكلّف به است و نه شك در تكليف و لذا جاى قاعدهء تجاوز نيست ، چون قاعدهء تجاوز مربوط به شك در اصل تكليف است . * مگر شيخ نفرمود علم اجمالى منحل مىشود به اقلّ كه قدر متيقّن است و شك بدوى نسبت به اكثر حال مگر اينجا جاى قاعدهء تجاوز نيست ؟ بله ، درست است و اين پاسخ شيخ به اعتراض فوق صحيح نمىباشد . * مراد از عبارت ( و ان شئت تطبيق ذلك على قاعدة الاحتياط اللازم . . . ) چيست ؟ سوّمين وجه و دليل مشهور در فتواى به وجوب قضاء فوائت است تا مرز علم و يا ظنّ به فراغت ذمّه و آن قاعدهء اشتغال است . * مگر در دليل اوّل قانون اشتغال را مطرح نكردند ؟ بله ، درست است و لكن اين قاعدهء اشتغال كه در اينجا آورده شده با آن قاعدهء اشتغال كه به‌عنوان دليل اوّل مطرح شد ، فرق دارد . * تفاوت اين دو قاعده در دليل اوّل و سوم در چيست ؟ در اين است كه قاعدهء اشتغالى كه به‌عنوان دليل اوّل مطرح شد مربوط به باب علم اجمالى بود بدين