( تشريح المسائل )
* حاصل مطلب در ( و ربّما يظهر من بعض المحققين الفرق بين هذه الأمثلة و بين ما نحن فيه ) چيست ؟
تفاوتى است كه سيد بحر العلوم در دفاع از مشهور ميان امثلهء مذكور با ما نحن فيه يعنى علم اجمالى و دوران ميان اقلّ و اكثر قائل شده است و مىگويد قياس شما در اين امثله مع الفارق است .
* نظر ايشان در مقام فرق اين امثله با ما نحن فيه چيست ؟
اين است كه علم اجمالى و دوران ميان اقلّ و اكثر بر دو گونه است :
1 - گاهى علم اجمالى من مسبوق به يك علم تفصيلى است يعنى آن زمان كه نمازهاى واجب من فوت مىشد من مىدانستم كه چند نماز است و آيا از نمازهاى صحيح است و يا ظهر و يا . . . لكن به مرور زمان و عارض شدن غفلت و . . . آن علم تفصيلى از بين رفته و اكنون آن حساب و كتاب از دستم رفته و اكنون ميان اقلّ و اكثر مردّد شدهام .
2 - گاهى علم اجمالى من ابتدا به ساكن است يعنى الآن متوجه شدهام كه تعدادى از نمازهاى من فوت شده و اكنون كه متوجه شدم شك كردم ميان اقلّ و اكثر و يا اكنون متوجه شدم كه لباس من نجس بوده و چندين نماز را در روزهاى گذشته در آن لباس خواندهام لكن چند نماز است نمىدانم .
* به نظر ايشان تكليف مكلّف در هريك از دو دوران مذكور چيست ؟
اگر علم اجمالى من و يا شما ابتدا به ساكن بود چنان كه در چهار مثال شيخ چنين بود ، بايد اقلّ را بجا آورم و نسبت به اكثر برائت جارى كنم چنان كه در انحلال علم اجمالى گذشت .
و اگر علم اجمالى ما مسبوق به علم تفصيلى باشد بايد اكثر انجام شود و جاى قانون اشتغال نيست .
چرا ؟
زيرا آنجا كه علم اجمالى من مسبوق به علم تفصيلى است ، از راه اطلاقات اقض ما فات و استصحاب عدم اتيان تكليف به اكثر براى من فعليّت پيدا كرده و لذا غفلت و نسيان عارضشده بعدى نمىتواند رافع اين حكم ثابت شده باشد .
* نظر جناب شيخ در اين مطلب بحر العلوم چيست ؟
آن را تفاوتى بىوجه مىداند و مىگويد اقلّ را كه متيقّن است اتيان كن و در ما زاد برآن برائت جارى نما .
به عبارت ديگر از كجا كه از اصل و اساس نسبت به اكثر چنين علم و اشتغالى حاصل شده باشد شايد از اول و در واقع ما نسبت به اقلّ وظيفه داشتهايم .