( تشريح المسائل )
* حاصل مطلب در متن مزبور چيست ؟
اين است كه در اين مسئله كه دوران امر ميان اقلّ و اكثر است و مكلّف شك دارد كه مثلا يك نماز از او فوت شده يا دو نماز :
1 - مشهور علماء قائل به احتياط شدهاند و حال آنكه اين مسئله محل جريان برائت است .
و لذا مىگويند چون علم به فراغ حرج است بايد مقدارى نماز قضاء بخوانى كه ظنّ به فراغت ذمّه از آن فوتشدهها در تو حاصل شود و لذا در مثال مذكور بايد دو نماز يعنى اكثر را بجا آورى . يعنى چون علم اجمالى دارى نبايد به حد اقل اكتفاء كنى بلكه بايد بيشتر و اكثر را بخوانى .
2 - برخى گفتهاند : خير ، ظن كافى نيست بايد علم حاصل شود آن مقدار بخوان تا علم به فراغت ذمّه در تو حاصل شود .
3 - متأخرين از علماء از زمان شيخ انصارى به بعد نسبت به اقلّ كه يقين صددرصد به فوت داريم قضاء واجب است و نسبت به اكثر كه مجرد شك است ، برائت جارى مىكنيم .
بنابراين قدر متيقّن ( اقلّ ) را اخذ و عمل مىكنيم و به ما زاد مشكوك اعتناء نمىكنيم . به عبارت ديگر :
شيخ اعظم و مشهور در مسئله چهارم قائل به اقلّ و در ما زاد برائتى شدهاند .
برخى قائل به تحصيل ظنّ به فراغ شدهاند چرا كه علم به فراغ حرج است و لذا مىگويند : صلى حتى يظنّ الفراغ .
برخى قائل به تحصيل علم به فراغ شدهاند و لذا مىگويند : صلّ حتّى تتيقّن الفراغ .
* اولين دليل دو گروهى كه قائل به تحصيل ظن و يا علم در دوران امر ميان اقلّ و اكثر شدهاند چيست ؟
قاعدهء اشتغال است يعنى عقل مىگويد : اشتغال يقينى مستدعى فراغ يقينى است .
فراغ يقينى از باب مقدّمهء علميّه به اتيان اكثر است .
* پاسخ حلىّ شيخ به دليل مزبور چيست ؟
1 - علم اجمالى در دوران امر ميان اقلّ و اكثر استقلالى منحل مىشود به يك علم تفصيلى نسبت به اقلّ و يك يك شك بدوى نسبت به اكثر .
2 - نسبت به اكثر اشتغال يقينى نيامده تا حكم عقل مستدعى فراغت يقينيّه باشد چون صرف يك شك بدوى است .
حال آنجا كه نسبت به اقلّ علم تفصيلى وجود دارد ، اقل را اتيان مىكنيم لكن در شك بدوى كه صرف شك است و مجراى اصل برائت ، برائت جارى مىكنيم .