تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

( تشريح المسائل )

* چهارمين مسئله از مسائل شبههء وجوبيه پيرامون چه مطلبى است ؟ پيرامون شبهات وجوبيّه موضوعيّه است بدين معنا كه گاهى من و يا شما شك در حكم وجوبى جزئى داريم و منشأ اين شبهه نيز عوامل خارجيّه است و نه خطاب شارع مقدّس . فى المثل مىدانيم كه هر نماز واجبى كه از ما فوت شود از نظر شارع بايد آن را در خارج وقت ندارد نمائيم چرا كه در روايات آمده است كه : اقض ما فات كما فات . پس حكم كلّى قضا توسط مكلّف از اداء روشن است و لكن ما شك داريم كه آيا نمازى از ما فوت شده است تا مشمول اين حكم كلّى شويم يا نه ؟ و اين شبههء وجوبيّه است . به عبارت ديگر اكنون شك دارم در وجوب قضاء فلان نماز و منشأ اين شك من هم يك سرى عوامل خارجيه از قبيل ، نسيان و يا غفلت و . . . است حال سؤال اين است كه در اينجا چه بايد كرد . * پاسخ جناب شيخ به چنين شبهه چيست ؟ اين است كه : 1 - در شبهات وجوبيّه موضوعيّه نيز مثل مسائل شبهات وجوبيه و يا شبههء تحريميّه موضوعيّه ، عند الشك اصالة البراءة از وجوب جارى مىشود و ادلّهء اربعه بر اين مطلب دلالت دارند . 2 - اشكالات و پاسخهايى كه در بحث شبهه موضوعيّه تحريميّه مطرح بود در اين مسئله يعنى شبههء موضوعيّه وجوبيّه نيز مطرح است . * مهم‌ترين اشكال در بحث شبهه موضوعيّه تحريميّه چه بود ؟ اين بود كه ادلّهء برائت شامل شبهات موضوعيّه نمىشود و مخصوص شبهات حكميّه است . * مراد از مطلب اخير به‌طور روشن چيست ؟ اين است كه موضوع ادلّهء برائت عدم البيان است و اين موضوع در شبهات حكميّه به روشنى محسوس است چرا كه بعد الفحص و اليأس از بيان ، اصالة البراءة را جارى مىكنيم . لكن در شبهات موضوعيه حكم كلى بيان شده و ما به وجود حكم يقين داريم و نه شك . فى المثل شارع فرموده اقض ما فات ، عقل وجوب قضاى نماز فوت‌شده را از اين خطاب مىفهمد ، چه تعداد نمازهاى فوت‌شده براى من معلوم باشد و چه معلوم نباشد . چرا ؟ زيرا كه الفاظ وضع شده‌اند براى معانى نفس الأمرية و نه معانى معلومه به قيد علم . 1 - ما به حكم موجود در اين خطاب شارع اشتغال يقينى پيدا مىكنيم . 2 - اشتغال يقينى عقلا مستدعى فراغت يقينيه است .