( تشريح المسائل )
* چهارمين مسئله از مسائل شبههء وجوبيه پيرامون چه مطلبى است ؟
پيرامون شبهات وجوبيّه موضوعيّه است بدين معنا كه گاهى من و يا شما شك در حكم وجوبى جزئى داريم و منشأ اين شبهه نيز عوامل خارجيّه است و نه خطاب شارع مقدّس .
فى المثل مىدانيم كه هر نماز واجبى كه از ما فوت شود از نظر شارع بايد آن را در خارج وقت ندارد نمائيم چرا كه در روايات آمده است كه : اقض ما فات كما فات .
پس حكم كلّى قضا توسط مكلّف از اداء روشن است و لكن ما شك داريم كه آيا نمازى از ما فوت شده است تا مشمول اين حكم كلّى شويم يا نه ؟ و اين شبههء وجوبيّه است .
به عبارت ديگر اكنون شك دارم در وجوب قضاء فلان نماز و منشأ اين شك من هم يك سرى عوامل خارجيه از قبيل ، نسيان و يا غفلت و . . . است حال سؤال اين است كه در اينجا چه بايد كرد .
* پاسخ جناب شيخ به چنين شبهه چيست ؟
اين است كه :
1 - در شبهات وجوبيّه موضوعيّه نيز مثل مسائل شبهات وجوبيه و يا شبههء تحريميّه موضوعيّه ، عند الشك اصالة البراءة از وجوب جارى مىشود و ادلّهء اربعه بر اين مطلب دلالت دارند .
2 - اشكالات و پاسخهايى كه در بحث شبهه موضوعيّه تحريميّه مطرح بود در اين مسئله يعنى شبههء موضوعيّه وجوبيّه نيز مطرح است .
* مهمترين اشكال در بحث شبهه موضوعيّه تحريميّه چه بود ؟
اين بود كه ادلّهء برائت شامل شبهات موضوعيّه نمىشود و مخصوص شبهات حكميّه است .
* مراد از مطلب اخير بهطور روشن چيست ؟
اين است كه موضوع ادلّهء برائت عدم البيان است و اين موضوع در شبهات حكميّه به روشنى محسوس است چرا كه بعد الفحص و اليأس از بيان ، اصالة البراءة را جارى مىكنيم . لكن در شبهات موضوعيه حكم كلى بيان شده و ما به وجود حكم يقين داريم و نه شك . فى المثل شارع فرموده اقض ما فات ، عقل وجوب قضاى نماز فوتشده را از اين خطاب مىفهمد ، چه تعداد نمازهاى فوتشده براى من معلوم باشد و چه معلوم نباشد .
چرا ؟ زيرا كه الفاظ وضع شدهاند براى معانى نفس الأمرية و نه معانى معلومه به قيد علم .
1 - ما به حكم موجود در اين خطاب شارع اشتغال يقينى پيدا مىكنيم .
2 - اشتغال يقينى عقلا مستدعى فراغت يقينيه است .