واجب است ، پس براى اين ادّعا وجهى است كه بحث از آن خواهد آمد .
حاصل مطلب در مسألهء چهارم اينكه :
1 - شبههء وجوبيه موضوعيّه مورد بحث است . فى المثل شما مىدانى كه قضاء نماز فوتشده واجب است لكن نمىدانى نمازى از تو فوت شده يا نه ؟ در اين مسئله نيز شيخ برائتى است ، چرا كه تمام ادلّهء برائت در اين شبهه جريان دارد .
2 - توهّمى كه در شبهه موضوعيّه تحريميّه مطرح و پاسخ داده شد در اين شبهه نيز مطرح مىشود حاصل توهّم اين است كه ادلهء برائت در شبههء وجوبيه موضوعيّه جارى نيست .
دليل متوهّم بر اين مدعى اين است كه اين ادلّه مربوط به جائى است كه بيانى از جانب شارع نرسيده باشد مثل شبهات حكميه و حال آنكه در شبهات موضوعيّه بيان به دست ما رسيده است . فى المثل شارع فرموده : الخمر حرام ، اين الخمر حرام شامل همه مصاديق خمر مىشود چه خمر معلوم ، چه خمر مظنون ، چه خمر موهوم ، چه خمر مغفول عنه و چه محتمل .
در نتيجه از باب مقدّمهء علميه بايد احتياط كرده و نه تنها از خمرهاى معلوم ، بلكه از خمرهاى محتمل نيز پرهيز نمود .
پس عدم البيان مربوط به شبهات حكميه است مثل دعاء عند الهلال واجب است يا نه ؟ و در شبهات موضوعيّه معنا ندارد . حال اين توهّم در شبهات وجوبيه موضوعيه نيز جارى است و لذا مىگويند :
عدم البيان مربوط به شبهات حكميّه است مثل اينكه آيا دعاء عند الهلال واجب است يا نه ؟ و نه مربوط به شبهات وجوبيّه موضوعيّه زيرا حكم كلّى از جانب شارع مشخص شده چون فرموده اقض ما فات ، و ( ماء ) موصوله شامل تمام ما فات است چه معلوم بالتفصيل ، چه معلوم بالاجمال و چه محتمل و موهوم .
پس مطلب فرقى نكرده و تو بايد معلوم الحكم ، مظنون الحكم و محتمل الحكم را از باب مقدمه علميه قضاء بكنى شيخ اعظم مىفرمايد :
با دانستن كبراى كلّى بيان محقق نمىشود و شما بايد هم كبرى را بدانى و هم صغرى را حال در اينجا حرمت خمر براى شما معلوم است اما اينكه اين مايع خمر هست يا نه معلوم نيست در اينجا نيز شارع فرموده : اقض ما فات ، پس وجوب قضاى نماز فوتشده بر تو معلوم است لكن اينكه نماز صبح از تو قضاء شده يا نماز ظهر براى تو معلوم نيست و لذا بيان تمام نمىباشد پس در اينجا اصل برائت جارى مىشود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٥٤