نمىتوان گفت جماعت تعيّن مىيابد چرا كه بدل اضطرارى وجود دارد كه همان نماز فرادى بدون قرائت است ، پس امر دائر مىشود ميان احد المسقطين .
1 - جماعت كه مسقط از فرادى است .
2 - فرادى بدون قرائت .
لذا يقين احد المسقطين نيازمند دليل است .
* حاصل سخن شيخ در اين مطلب چيست ؟
اين است كه با تعذّر احدهما نيز شك مىكنيم كه آيا ديگرى واجب تعيينى مىشود يا نه ؟ اصل برائت جارى مىكنيم .
* عبارة اخراى مطلب فوق و نقض ابرام شيخ از مطلب قبلى را به بيان سادهتر بفرمائيد ؟
شيخ در مطلب قبلى فرمود : نماز جماعت يكى از افراد نماز است و واجب تخييرى و در صورتى كه آن طرف متعذّر شد ، اين مىشود تعيينى .
لكن سپس مىفرمايد : اينجا براى واجب تخييرى ما دو بدل وجود دارد و وقتى واجب تخييرى دو بدل داشت ، اگر خود متعذّر شد نمىتوان گفت طرف ديگر كه فرادى است متعيّن مىشود ، چون در طرف ديگر يك بدل نماز مع القراءة است و يك بدل نماز بدون قرائت است .
به عبارت ديگر شما نمازت را فرادى مىخوانى با حمد و سوره ، اگر اين نماز مع القراءة متعذّر شد وظيفهات چيست ؟
خواهيد گفت : اينجا دو بدل وجود دارد .
1 - اينكه نمازم را فرادى بخوانم لكن بدون حمد و سوره چرا كه بلد نيستم .
2 - اينكه بروم و نمازم را به جماعت بخوانم با حمد و سوره .
* حاصل مطلب چيست ؟
اين است كه شما نمىتوانيد بگوئيد تو كه حمد و سوره بلد نيستى حتما بايد به روى و نمازت را با جماعت بخوانى ، خير مىتوانم فرادى و بدون حمد و سوره بخوانيم .
و لذا اينجا دو مسقط وجود دارد كه در صورت تعذّر يكى مىتوان از ديگرى استفاده نمود .
پس نمىشود گفت اگر فرادى نشد ، جماعت متعيّن است و مسقط .
* فتواى علّامه رحمه اللّه در ما نحن فيه چيست ؟
اين است كه وقتى كسى عاجز است از خواندن حمد و سوره ، اقرب اين است كه بايد نمازش را با جماعت بخواند يعنى نماز جماعت براى او تعيّن پيدا مىكند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٢٩