* واجب كفائى عقلى چگونه واجبى است ؟
واجبى است كه امر به كلّى تعلق گرفته ، لكن عقل مىگويد هريك از مكلّفين كه اقدام به آن نمايند كفايت مىكند .
* واجب كفائى شرعى چگونه واجبى است ؟
واجبى است كه خود شارع فرموده يكى از شماها بايد انجام دهيد .
* چه تفاوتى ميان واجب تخييرى و واجب كفائى وجود دارد ؟
در واجب تخييرى ، تخيير در مكلّف به است و در واجب كفائى تخيير در مكلّف است .
* با توجه به تقسيمات و مقدّمات مزبور مراد شيخ از ( يظهر ممّا ذكرنا . . . ) چيست ؟
اين است كه اگر بخواهى تكليف خود را در شك در وجوب كفائى بدانى بايد مطالبى را كه در شبهات قبلى گفته شد بررسى كنى تا به پاسخ اين مسئله بررسى و لذا مىگوئيم :
اگر شكمان در وجوب عينى بالاصالة مثل دعاء عند رؤية الهلال باشد ، به حكم ادلّهء اربعه اصالة البراءة جارى مىكنم .
و اگر شك من در وجوب عينى بالعرض باشد مثل آنجا كه نمىدانم دفن يا كفن ميت كافر واجب است يا نه ؟ كه البتّه اگر واجب باشد كفائى است ، لكن اكنون جز من كسى نيست يعنى بالعرض بر من معيّن گرديد ولى باز هم شك دارم كه در اينجا نيز برائت جارى مىكنم .
و اگر شك من اين بود كه صيام توأم با اطعام واجب تخييرى است يا نه ؟ جاى جريان برائت نيست نه عقلى و نه شرعى .
لكن گفته شد كه اگر تخيير عقلى باشد استصحاب عدم الوجوب جايز نيست اما اگر شرعى باشد جايز است . حال اگر شك من در وجوب كفائى عملى بود بر خودم چه ؟ در اينجا نيز ادلّه برائت جارى مىشود .
* در تبيين مطلب مثال بزنيد ؟
فى المثل شما وارد محلّى مىشويد كه در كنار من جمعى نشستهاند ، سلام مىكنيد ، من نمىدانم و متوجه نمىشوم افراد اين جمع پاسخ شما را دادند يا نه ؟
در اينجا از قاعدهء قبح عقاب بلابيان استفاده كرده اصل برائت را جارى و خودم را برىء الذّمه مىكنم .
چرا ؟ زيرا اگر من پاسخ سلام را ندادم به احتمال اينكه ديگران پاسخ دادهاند و حال علم به پاسخ آنها ندارم احتمال عقابى در حقّ من نمىرود . چرا كه عقاب در اينجا بلابيان است .
* چه آثارى بر واجب كفائى مترتّب است ؟
اگر مصلّى ديد كه ديگران پاسخ سلام ندادند و شك كرد كه آيا پاسخ براى من واجب كفائى بود تا كه
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٣٢