تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
* پاسخ متخيل به اين دو سؤال چيست ؟ اين است كه نسبت به مسقط بودن اصالة العدم جارى نمىشود ، چرا كه مسقطيت در اين‌ها قطعى است و لكن نسبت به وجوب تعيينى بالعرض شدن ، اصالة البراءة جارى مىكنيم . * حال بفرمائيد ادّعاى متخيل در اينجا چيست ؟ اين است كه اين فرع فقهى و مثال مزبور از قبيل ما نحن فيه يعنى عملى است كه مشكوك الوجوب است و لكن مسقط بودن آن از واجب ديگر قطعى . * شك مورد نظر متخيل را دوباره ذكر كنيد ؟ شك داريم كه آيا نماز جماعت مع القراءة مستحب و مسقط است و يا واجب تخييرى و مسقط است به عبارت ديگر او مىگويد : اگر كسى نتوانست نماز فرادى مع القراءة بخواند ، حتما بايد نماز جماعت مع القراءة بخواند و يا اينكه مىتواند نماز فرادى بدون قرائت بخواند ؟ و اين شك و شبهه را از قبيل ما نحن فيه مىداند . * پاسخ شيخ به اين پندار چيست ؟ اين است كه اين فرع و يا اين مثال مربوط به شك در وجوب تخييرى با علم به مسقطيّت نيست بلكه مثال براى يقين به وجوب تخييرى است . * مراد شيخ را توضيح دهيد ؟ مولى فرموده : اقم الصلاة ، امر مولى روى كلّى و قدر جامع صلاة رفته كه خود داراى دو فرد است 1 - صلاة فرادى 2 - صلاة جماعت . حال هركجا كه امر روى كلّى آمده باشد ، عقل مكلّف را مخيّر مىكند ميان هريك از دو فرد مزبور و هريك از اين دو متّصف مىشوند به وصف وجوب يعنى نماز واجب بر هريك منطبق مىشود . لذا وقتى وجوب تخييرى شد با تعذّر يك فرد مثلا نماز فرادى مع القراءة فرد ديگر كه جماعت است متعيّن مىشود . در نتيجه ما در وجوب تخييرى جائى براى شك كردن نداريم تا كه استصحاب عدم وجوب كنيم . به عبارت ديگر وقتى مولى فرمود : نماز صبح بخوان ، اطلاق مطلب به ما مىفهماند كه مىتوانيم نماز را در خانه بخوانيم يا در مسجد و يا در جاى ديگر به جماعت بخوانيم و يا فرادى . و لذا بدون شك همهء افراد كلّى ، از واجبات تخييريه عقليه‌اند . بنابراين آقاى متخيل اشتباه كرده كه گفته است شك داريم كه آيا نماز جماعت مع القراءة مستحبّ مسقط است يا واجب تخييرى مسقط ؟ چرا كه به او مىگوئيم : مسلم بدان كه واجب تخييرى مسقط است ، منتهى واجب تخييرا ، مستحب تعيينا .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 227 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى