* چرا شيخ فرمود ( و اتصافها بالاستحباب من باب افضل فردى الواجب ) ؟
زيرا چهبسا كلى داراى افرادى است كه از نظر وجوب همه يكساناند و لكن شايد از نظر استحباب برخى بر برخى ديگر افضل باشند . فى المثل نماز فرادى و نماز جماعت در نماز صبح هريك واجب تخييرى هستند و لكن نماز جماعت از نظر استحباب تعيينا مستحب است .
به عبارت ديگر واجب است تخييرا ، مستحب است تعيينا . در نتيجه اگر كسى نتواند نمازش را فرادى بخواند مع القراءة نماز جماعت تعين پيدا مىكند براى او وجوبا .
به عبارت ديگر :
وصف نماز جماعت به استحباب در اينجا از باب اين است كه هركجا كلّى داراى دو فرد باشد و يكى از آن دو افضليت داشته باشد آن فرد واجب تخييرى و مستحب تعيينى است مثل اعتق رقبة . كه رقبهء مؤمنه افضل الفردين است .
در ما نحن فيه نيز اتصاف نماز جماعت به استحباب از اين باب است و البته عقل ما را مخيّر مىكند و لكن اين فرد افضل را اتيان كنيم بهتر است .
* پس مراد از ( فيختصّ بما اذا تمكن المكلّف من غيره ) چيست ؟
اين است كه وقتى اتصاف به استحباب از اين باب شد ، اين اتصاف اختصاص پيدا مىكند به مواردى كه مكلّف قادر باشد بر هريك از دو فرد و آنگاه كه يكى از آن دو ( غير افضل ) متعذّر شد ، ناگزير فرد افضل تعيّن مىيابد و ديگر جاى استحباب نيست .
* مراد از ( كما اذا منعه مانع آخر عن الصلاة منفردا ) چيست ؟
ارائه يك تنظير است مبنى بر اينكه مكلّف داراى اختيارى كه تواناى بر قرائت است ميان فرادى و جماعت مخيّر است لكن جماعت افضل است . اما اگر مانعى از خارج او را ملزم كرد به جماعت و مانع شد از انجام فرادى ناگزير جماعت متعيّن مىشود و ديگر جاى استحباب نيست .
* مقدمة بفرمائيد واجبات تخييرى از نظر بدل بر چند قسماند ؟
بر دو قسم :
1 - گاهى بدل اضطرارى دارند
2 - گاهى بدل اضطرارى ندارند .
آنجا كه بدل اضطرارى در كار نيست مثل باب اطعام و صيام است ، چرا ؟
زيرا چيز ديگرى جهت جايگزينى آنها وجود ندارد و لذا عند الاختيار و الاضطرار حكم همين است ، در نتيجه با تعذّر يكى ديگرى تعيّن مىيابد .
و آنجا كه بدل اضطرارى در كار هست مثل ما نحن فيه كه به مجرد تعذّر نماز فرادى مع القراءة
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 228
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٢٨