( تشريح المسائل )
* حاصل مطلب در بحث قبلى چه بود ؟
1 - اين بود كه اگر شك كرديم كه فلان عمل وجوب تخييرى دارد يا نه ؟ و آيا آثار وجوب تخييرى بر او مترتّب مىشود يا نه ؟ اصالة البراءة جارى نمىشود ( چه عقلى و چه شرعى ) و اما : استصحاب عدم وجوب :
اگر شك در وجوب تخيير عقلى داشتيم ، استصحاب عدم وجوب جارى نمىشود .
و اگر شك در وجوب تخيير شرعى داشتيم استصحاب عدم وجوب جارى مىشود .
2 - راجع به آثار وجوب تخييرى بود كه داراى دو اثر است :
الف : مسقط بودن ؛ ب : تعيّن عند تعذّر الآخر حال :
1 - نسبت به تعيّن اصالة البراءة جارى مىشد . فىالمثل اگر طرف ديگر متعذّر شد آيا صيام بر ما متعين مىشود يا نه ؟ كه در اينجا اصالة البراءة جارى مىشد ، چون برائت مربوط به واجبات تعينيّه است چه بالذات و چه بالعرض .
2 - و نسبت به مسقط بودن ، الاصل ، عدم سقوط الآخر بفعل هذا بود و لذا بحث قبل مربوط بود به موردى كه شك ما در مسقط بودن بود .
* حاصل مطلب در اين متن چيست ؟
سلّمنا كه مسقط بودن مسلّم باشد امّا واجب تخييرى بودن مشكوك است ، چرا ؟
چون مسقط بودن منحصر به واجب تخييرى بودن نيست و چهبسا عمل مباح هم مسقط واجب باشد كه اينجا نمىتوان اصل عدم مسقطيت جارى نمود ، چرا كه فرض اين است كه مىدانيم كه مسقط است و اثر مسقطيت بار مىشود و لكن نمىتوانيم بگوئيم چون مسقط است پس حتما واجب تخييرى هم هست و يا اينكه نمىتوانيم بگوئيم چون مسقط است پس هنگام تعذّر ديگرى تعيّن مىيابد .
فى المثل اگر شما نماز ظهر خود را با جماعت بخوانيد تكليف حمد و سوره از عهدهء شما ساقط مىشود .
يعنى نماز مع الجماعة بدون ذكر القراءة مسقط نماز فراداى مع القراءة است قطعا . امّا آيا نماز جماعت يك واجب تخييرى مسقط است ؟ و يا يك مستحبّ مسقط است ؟
* ثمرهء بحث مذكور با اين مثال در كجا ظاهر مىشود ؟
آنجايى كه مكلّفى از يك طرف معذور شود ، مثلا نتواند نماز فراداى مع القراءة بخواند . آيا نماز جماعت نسبت به او تعيّن مىيابد يا نه ؟
حاصل پاسخ اين است كه :
اگر نماز جماعت واجب تخييرى باشد و مسقط ، يتعيّن عند تعذّر الآخر .