فتواى علّامه و وجه اقربيت در فتواى ايشان
فخر المحققين در كتاب ايضاح در شرح اين سخن پدرش رحمه اللّه كه مىفرمايد :
اقرب براى فرد امّى و عاجز ( از خواندن حمد و سوره ) وجوب ( نماز ) جماعت است ( مىفرمايد ) : وجه اين اقربيّت قدرت اوست ( بر ) نماز صحيح با حمد و سوره .
بيان احتمالى ديگر توسط علّامه
و احتمال داده مىشود عدم تعيين جماعت ( و لذا از اين جهت گفتم اقرب ) ، به دليل عموميّت دو نصّ :
1 - يكى از آن دو نصّ ، اكتفاء و قناعت ( فرد عامى است ) به آنچه با توانائى و قدرت يادگيريش تناسب دارد ( چه جماعت برايش امكان داشته باشد و چه امكان نداشته باشد ) .
2 - و نصّ ديگر ، مستحبى بودن نماز جماعت است ( چه قرائت بداند و چه نداند ) .
تأييد فخر المحققين از قول علّامه لكن با بيان علّتى ديگر
و قول اوّل ( كه پدرم فرمود به نظر من نيز قول ) قوىتر است ، چرا كه نماز جماعت قائممقام حمد و سوره است در نماز فرادى از روى اختيار ( يعنى بدل اختيارى است درحالىكه نماز بدون حمد و سوره بدل اضطرارى است ) . پس تعيّن مىيابد ( بدل اختيارى ) در هنگام ضرورت ، چرا كه هر بدل اختيارى هنگام تعذّر مبدلش ( كه متعدّد است ) ، واجب مىشود عينا ، و اين قاعدهء ( كلّ بدل اختيارىّ ) در علم اصول روشن شده است .
بيان احتمالى ديگر توسط فخر المحققين
عدم تعين ( نماز جماعت نيز ) احتمال داده مىشود ، چرا كه قرائت امام مسقط وجوب قرائت توسط مأموم است ( و نه بدل آن ) در حالى كه تعذّر نيز مسقط است . پس وقتى يكى از مسقطين وجوب پيدا شود ، مسقط ديگر معيّن و وجوب نخواهد داشت . زيرا فرض اين است كه هريك را كه فرض كنيم علّت تامّه سقوط است و منشأ ( همهء بحثها اين است كه آيا ) قرائت امام بدل است و يا تنها مسقط .
شيخ اعظم مىفرمايد : مسئلهء نيازمند به تأمل است ( و بايد ادلّهء فقهى مسئله را بررسى نمود ) .
سپس مىفرمايد : كلام بعدى كه در شك در وجوب كفائى است مثل وجوب كفائى پاسخ سلام بر نمازگزار ( ى كه در جماعت است ) وقتى سلام ( توسط واردشوندهاى ) داده مىشود و اين نمازگزار يكى از آن جماعت است ، از آنچه ما گفتيم روشن مىشود .