تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
تعيينى فىالمثل صيام شهرين و عتق رقبه براى مكلّف ممكن نيست و لكن اطعام ميسور است . لكن شك دارد كه آيا اطعام از اصل به نحو تخيير بر او واجب بوده است تا الآن به نحو تعيين بر او واجب باشد يا نه ؟ 3 - و گاهى شك ما در وجوب تخييرى است . فىالمثل : مكلّف مىداند كه در كفارهء ماه رمضان اطعام بر او واجب است و لكن شك دارد كه آيا تعيينا واجب است و يا اينكه ميان اطعام و صيامى كه هر دو براى او امكان دارند مخيّر است ؟ و لذا اكنون شك دارد كه آيا صوم بعنوان واجب تخييرى بر او واجب است يا نه ؟ به‌طور كلى اگر هر دو طرف اطعام و صيام ممكن باشد ، الشك فى وجوب التخييرى و اگر يك طرف متعذّر و يك طرف ممكن است ، الشك فى وجوبه التعيينى . منتهى بالعرض . * در كداميك از شكوك مزبور اصالة البراءة جارى مىشود ؟ قبلا گفته شد كه جاى جريان اصالة البراءة آن جائى است كه شك ما در وجوب تعيينى يك شىء باشد . چه شك در وجوب تعيينى بالاصالة باشد مثل دعاء عند رؤيت الهلال . و چه در شك در وجوب تعيينى بالعرض باشد ، مثل آنجا كه اطعام متعذّر شده و من نمىدانم كه صيام وجوب تعيينى بالعرض دارد يا نه . به عبارت كوتاه‌تر : الشك فى وجوبه التعيينى . محل اجراى اصل برائت است چه بالذات و چه بالعرض . و لذا آنجايى كه شك در وجوب تخييرى است اصالة البراءة جارى نمىشود . * مراد از ( امّا لو شك فى الوجوب التخييرى و الاباحة . . . ) چيست ؟ اين است كه اگر شما شك داشته باشى كه آيا صوم به‌عنوان واجب تخييرى بر شما واجب است يا نه ؟ نمىتوانى اصالة البراءة از وجوب تخييرى صوم جارى كنى چه عقلى و چه نقلى . به عبارت ديگر : گاهى شما در وجوب تعيينى بالذّات و بالعرض شك ندارى بلكه در وجوب تخييرى شك دارى ، فىالمثل شارع فرموده است : اگر فلان عمل را انجام دادى بايد شصت مسكين را اطعام كنى . حال شما نمىدانى كه اطعام ستين را معيّنا بر شما واجب فرموده و يا نه مخيّر نموده ميان شصت روز روزه و يا شصت اطعام . در اينجا شك شما در وجوب تخييرى صيام است ، چه بايد بكنيد ؟ آيا مىتوانيد اصل برائت جارى كنيد ؟ اقتضاى قاعده اين است كه : خير . حق نداريد برائت جارى كنيد چه عقلى و چه نقلى . * مراد از ( عبارت ( لظهورها فى عدم تعيين المجهول على المكلّف بحيث . . . ) چيست ؟ علت عدم اجراى اصل برائت از وجوب تخييرى صيام است مبنى بر اينكه اجراى اصل برائت براى رفع كلفت و مشقّت است و لكن از آنجا كه در ما نحن فيه تخيير داريم بدون جريان اصل هم مضيقه‌اى در