مأمور به شرعى هستند ولى رافع حدث نمىباشند . مثل :
1 - وضوى شخص مسلوس يعنى كسى كه مبتلا به سلسلة البول است .
2 - وضوى فرد مبطون يعنى كسى كه مبتلا به مرض بطن است .
3 - و يا وضوى زن مستحاضه كه مرتب در حال خون ديدن است و . . .
نكته : وضوى فرد مسلوس ، مبطون و مستحاضه مبيح صلاة هست ولى وضوى زن حائض مبيح نماز هم نيست . پس نمىتوان گفت كه بر مبناى متوهّم آثار شرعيه بر چنين وضويى بار مىشود .
* مراد از ( و كذا الحكم به استحباب غسل المسترسل من اللحية . . . ) چيست ؟
اين است كه آنچه در وضو و در قسمت سر مأمور به است و بايد شسته شود به جز مسح سر آن مقدار از محاسن كه در محدودهء صورت است ، لكن آن مقدار از محاسن كه رها شده است يعنى خارج از حد صورت است . منتهى از طرق اخبار ضعيفه به ما رسيده كه شستن آن مقدار مسترسل ثواب دارد و لذا شمول اخبار من بلغ نيز واقع مىشود .
حال اگر براى كشيدن مسح رطوبت دست شما خشك شده باشد وظيفهء شما چيست ؟
خواهيد گفت رطوبت را از اعضاى ديگر گرفته و مسح مىكشيم .
مىپرسيم كه آيا مىتوانيد از آن مقدار محاسن مسترسل رطوبت بگيريد يا نه ؟
بر مبناى ما ( شيخ ) كه استحباب شرعى اين غسل ثابت نشده يعنى عضو وضوء نشده ، خير .
و لكن بر مبناى متوهّم كه وعدهء ثواب كاشف از استحباب شرعى است و اين غسل نيز عضوى از اعضاء وضو است اگرچه عضو مستحب ، بله مىتوان براى كشيدن مسح از رطوبت آن استفاده نمود .
به عبارت ديگر : اگر اخبار من بلغ امر مولوى براى ما در اين مسئله آورد ، بله و اگر امر مولوى نياورد خير .
* پس مراد از ( فافهم ) در پايان مطلب چيست ؟
شايد اشاره به اين است كه وجه احتمال مذكور را بفهم .
* وجه احتمال مزبور چيست ؟
اين است كه به فرض استحباب شرعى هم :
اولا مسح بايد به وسيله بلل اعضاء وضو باشد و عضويت محاسن مسترسل مسلّم نيست و شايد مستحب علىحده باشد .
ثانيا : گرفتن رطوبت بايد از عضو واجب باشد و حال آنكه شستن محاسن مسترسل از اعضاء واجبه نمىباشد . در نتيجه : به فرض استحباب شرعى هم گرفتن چنين رطوبتى جهت مسح كفايت نمىكند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢١٣