تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
* حاصل پاسخ شيخ به اشكال مذكور چيست ؟ اين است كه : 1 - درست است كه فاعل بلغ على الظاهر ، ثواب است . 2 - لكن تعبير و يا تقدير كلام اين است كه من بلغه عمل له ثواب يعنى عمل فاعل است پس حديث مزبور به درد ما نحن فيه مىخورد فى المثل مىگوئيم : - دعا عند رؤية الهلال براساس خبر ضعيف رسيده ثواب دارد و واجب است . - من بلغه عمل له ثواب فعمله كان له ذلك . پس : دعا عند رؤية الهلال ثواب است . * چرا شيخ مىفرمايد كه عمل در حديث مزبور در تقدير است ؟ زيرا : 1 - در حديث آمده است فعمله يعنى كسى كه انجام دهد آن را براى او ثواب است ، بلاشك ضمير ( ه ) به ثواب برنمىگردد ، چرا كه ثواب چيزى نيست كه انسان آن را انجام دهد ، بلكه نتيجهء عمل انسان است . پس ضمير ( ه ) و اسم اشارهء ( ذلك ) به عمل بازمىگردد . 2 - كلمهء ( اجر ) در كان له اجر ذلك نمىتواند به ثواب بازگشت كند چرا كه ثواب خود ثواب و اجر ندارد بلكه اجر و ثواب دو لغت مترادف و هم‌معنا هستند كه به عمل بازمىگردند عملى كه خود مشتمل بر ثواب است . * دومين اشكال به راه حلّ ششم كدام اشكال است ؟ اين است كه اخبار من بلغ مىگويد : 1 - هركس عملى را به اميد ثواب ( يعنى احتياطا ) انجام دهد ، ثواب مىبرد . 2 - احتياط ثواب تفضّلى دارد و نه استحقاقى . 3 - ثواب تفضّلى كاشف از امر مولوى استحبابى نيست . پس : شما نمىتوانيد بگوئيد عبادت محتمله را به قصد امتثال يك امر مولوى انجام مىدهيد . در نتيجه اخبار من بلغ به درد ما نحن فيه نمىخورد و مصحّح عبادت نمىباشد . به عبارت ديگر اخبار من بلغ مىگويد : هركجا احتياط ممكن است ثواب مىبرى و هركجا احتياط ممكن نيست ثواب نمىبرى . حال احتياط در توصليّات ممكن است و فرد ثواب مىبرد و لكن در تعبّديات غيرممكن مىباشد . زيرا اگر عبادت را با نيّت به جا آورى تشريع و اگر بىنيت انجام دهى ملعبه است . * ثواب در برابر انجام عملى كه محتمل الوجوب و يا استحباب است چگونه ثابت مىشود ؟ يا بايد يك امر بالفعل در خارج باشد بر اينكه فلان عمل را انجام دهيد فلان مقدار ثواب در برابر عمل