به آن داده مىشود كه ما عمل را به داعى امتثال آن امر انجام مىدهيم و در حقيقت ثواب امتثال آن امر را مىبريم . و يا بايد ما عمل محتمل را از روى احتياط يعنى به داعى احتمال امر انجام دهيم كه در اين صورت ثواب تفضّلى خواهد بود و نه استحقاقى و چنين ثوابى كاشف از امر مولوى نيست . و لذا در اشكال دوم مىخواهد بگويد آنچه از اخبار من بلغ استفاده مىشود اين صورت دوّم است و نه اوّل .
* پاسخ شيخ به اشكال دوّم چيست ؟
پاسخى به اشكال مزبور نداده و بر اساس همين اشكال از خير اخبار من بلغ گذشته است .
* سوّمين اشكال بر راه حلّ ششم چيست ؟
اين است كه در ( من بلغه شىء من الثواب على شىء من الخير ) ، موضوع خير است . به عبارت ديگر موضوع در اخبار من بلغ خير است .
حال بفرمائيد خير از خارج احراز مىشود و يا از خود اخبار من بلغ ؟ خواهيد گفت : از خارج .
اگر پرسيده شود چگونه و چه خيرى تاكنون در خارج احراز كردهايد ؟
خواهيد گفت :
واجبات معلومه ، مستحبات معلومه و توصليّات . حال از شما مىپرسيم :
آيا احتياط در عبادات محتمله نيز خير است تا اخبار من بلغ شامل آن بشود ؟ فى المثل اگر شك كرديد كه آيا دعاء عند الهلال خير است يا نه چه پاسخ مىدهيد ؟
خواهيد گفت : موضوع در عبادت محتمله محرز نيست چرا كه نمىدانى با نيّت بخوانى و يا بىنيّت و لذا اين اخبار برآن بار نمىشود و نمىتوان گفت : اين دعايى كه من با نيّت يا بىنيّت مىخوانم خير است تا به آن ثواب داده شود .
مگر اينكه موضوع و حكم هر دو را با اخبار من بلغ درست كنيد كه مستلزم دور است چرا ؟
زيرا اخبار من بلغ موقوف است بر خير بودن و خير بودن موقوف است بر اخبار من بلغ .
* در تبيين اشكال فوق مثال بزنيد ؟
اگر به شما برسد كه فلان عمل واجب است ، با رسيدن وجوب به گوش شما سؤال اين است كه :
اين بلغه ثواب هست يا بلغه عقاب ؟
خواهيد گفت هر دو . چرا ؟ زيرا كه واجب عملى است كه اگر انجام داديم ثواب مىبريم و اگر ترك كرديم عقاب مىشويم حال سؤال اين است كه اخبار من بلغ گفته ثواب يا عقاب يا ثواب و عقاب ؟
خواهيد گفت ثواب پس تنها به درد شبههء استحبابيّه مىخورد يعنى در يك عملى كه احتمال دارد مستحب باشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٠١