پس جايز نيست كه اين اخبار ( من بلغ ) مصحّح آن فعل باشند ( و قصد قربت درست نمايند ) و الّا مورد اخبار من بلغ اختصاص مىيابد به صورت مستحبات و واجبات معلومه ( منظور اين است كه هرجا كه خير خودبهخود محقّق است اخبار من بلغ شامل آن مىشود و هرجا كه محقّق نيست مشمول اين اخبار هم نيست ) .
پاسخ شيخ به دو اشكال مزبور
آن خبر رسيده در من بلغ ، آن ثواب خاصّ ( و عجيب ) است پس همان خبرى است كه در آن مسامحه شده است و نه اينكه اصل شرعى فعل ( يا مأمور به بودن را ) مورد مسامحه قرار دهد .
اشكال سوم
اخبار من بلغ ( تنها ) در جائى ظهور دارند كه تنها ثواب محض ( به ما ) برسد ( مثل مستحبات مشكوكه ) و نه عقاب محض ( مثل شرب تتن ) و يا ( ثواب ) همراه با عقاب ( كه مثلا رسيده باشد كه فلان عمل واجب است كه در صورت اتيان ثواب و بخاطر تركش عقاب مىشويم ) . ( پس اخبار من بلغ شامل مورد و محلّ بحث ما نمىشود ) .
پاسخ شيخ به اشكال سوم
امّا ردّ مىشود اين منع ظهور ( كه شما ادّعا نموديد ) با اطلاق خبر و ردّ مىشود آن اشكال قبلى با مطالبى كه در اوامر احتياط گذشت ( پس اخبار من بلغ هم روى پيكرهء عبادت مىرود ) .
و اما ايراد اول :
انصاف اين است كه ايراد اوّل خالى از وجه نيست ، چرا كه ظاهر اخبار من بلغ اين است كه ( انجام ) عمل متفرّع است بر رسيدن ( به گوش ) بلكه ( اتيان العمل از روى احتياط و احتمال وجود امر است ) داعى بر عمل همين بلوغ است ( آنگاه ثواب تفضّلى است و نه استحقاقى ) .
و مؤيد اين گفتار ما ( كه مراد از عمل احتياطا ) مقيّد كردن عمل است در بيشتر اين اخبار به اميد اينكه نبى صلّى اللّه عليه و آله خواسته و يا به اميد ثواب موعودى .
و اين روشن است كه عقل در حكم به استحقاق ثواب چنين فاعلى مستقل است ( و ثواب تفضلى دارد و لذا به درد ما نحن فيه نمىخورد ) .