زيرا كه در يك امر توصلى مثل استهلال با اتيان ذات الفعل تمام موضوع احراز مىشود ، چون شاكله و پيكرهء عمل خود احتياط است .
در حالى كه تصور اين احتياط در انجام دعاء عند رؤيت الهلال ممكن نيست زيرا دعا يك عمل عبادى است و عبادت نيازمند قصد قربت است و قصد قربت مترتّب بر امر مولى است و نه در خود امر اخذ مىشود و نه قبل از آن .
و لذا احتياط بهعنوان يك موضوع فاقد جزء قصد قربت است چون بايد پس از امر مكلف عمل را به قصد امتثال آن امر انجام دهد .
حال سؤال اين است كه شما چگونه با امر احتط ، احتياط در عبادت درست مىكنيد ؟
طريق شما دور است به اين معنا كه احتياط بودن دعاء عند الهلال موضوع باشد براى احتط ( چرا كه با آمدن احتط مىشود نيت را بهعنوان موضوع درست كرد ) و آمدن احتط مترتّب باشد بر نيّت .
به عبارت ديگر در عباديات آمدن موضوع مترتب است برآمدن حكم و آمدن حكم مترتّب است بر آمدن موضوع .
* مراد از ( اللهم الّا ان يقال . . . ) چيست ؟
پاسخ خود شيخ است از اعتراض دور چه نقضا و چه حلّا .
* پاسخ نقضى شيخ به اعتراض دور چيست ؟
اين است كه اين دور اختصاص به عبادات مشكوكه و محتمله ندارد ، بلكه در عبادات معلومه و مسلّمه كه امر دارند مثل نماز و زكات هم وجود دارد .
چرا كه صلاة و زكات نيز بدون قصد قربت عباديت نخواهند داشت و تا عبادت نشوند امر عبادى به آنها تعلّق نمىگيرد .
حال :
1 - امر اقيموا و آتوا از جانب مولى نسبت به نماز و زكات ، متوقف است بر عباديت آنها .
2 - و تحقّق قصد قربت در نماز نيز متوقف است بر صدور و تعلّق امر اقيموا ، چرا كه تا امرى نباشد عباديت و قصد قربت به عمل معنا ندارد ، چرا كه عباديت دائر مدار امر ، امر امر فعلى و قصد امتثال آن امر است و هذا دور مصرّح چرا كه دو چيز بدون واسطه متوقف بر يكديگرند .
* در تبيين مطلب مثال بزنيد ؟
فى المثل : اگر از شما بپرسند موضوع « صلّ » چيست ؟ خواهيد گفت : صلاة .
حال اگر خداى عالم بخواهد امر صلّ را روى صلّ ببرد چه بايد بكند ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٩١